خلاصه داستان: ژونگ بوفان جوانی است که برای فرار از مشکلاتش به شهر دیگری میرود، بهطور اتفاقی وارد زندگی پیرمردی مبتلا به آلزایمر (جکیچان) میشود؛ مردی که او را با پسر گمشدهاش اشتباه میگیرد. این سوءتفاهم ساده، چند غریبه را زیر یک سقف جمع میکند....
خلاصه داستان: داستان در مورد کودک سیاه پوستی است که به همراه مادرش از آمریکا به چین مهاجرت نموده است و در آنجا که مهد هنر های رزمی جهان است به مشکل بر می خورد و به صورت خودمونی تر با دیگران درگیر می شود و چون از هنر های رزمی هیچی بلند نبوده است مدام از دیگر بچه ها کتک می خورد این روال آنقدر او را اذیت می کند که تصمیم می گیرد هر جور شده به کشورش باز گردد ولی ناگهان با استاد کونگ فویی آشنا می شود که تصمیم می گیرد به او هنر های رزمی را آموزش دهد.