خلاصه داستان: پس از آنکه یک رویداد کیهانی مرموز، محلهای را از حومه شهر جدا کرده و به مکانی ناشناخته منتقل میکند، یک خانواده به زودی درمییابد که برای بقا و پیدا کردن راه خود در این محیط جدید و کاملاً ناآشنا، تنها راهشان این است که با هم متحد بمانند.
خلاصه داستان: آنتونی بوردینِ ۱۹ ساله به پراوینستاون سفر میکند و ناگهان خود را در دنیای پر هرجومرج آشپزخانهی یک رستوران مییابد. این اتفاق، آغازی بر تابستانی است که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: جو، مبارز هنرهای رزمی، تقصیر همسرش در یک معامله مواد مخدر را به گردن گرفته و به مدت چهار سال به زندان میرود. پس از آزادی، او درمییابد که پسرش به دلیل یک تومور مرگبار، به جراحی پرهزینهای نیاز دارد. تنها شانس جو برای نجات او، شرکت در یک تورنمنت بیرحمانه با سبکهای مبارزه آزاد و جایزهای ۱۰۰ هزار دلاری است.
خلاصه داستان: پس از آنکه پسر هشت سالهی یک نویسندهی داستانهای جنایی ربوده میشود، او برای پیدا کردنش مجبور میشود از پدرش، یک کارآگاه پلیس بازنشستهی سابق که با او قطع رابطه کرده، کمک بخواهد. در این میان، او به ارتباطی میان این پرونده و ماجرای قدیمی یک قاتل سریالی محکوم شده که به «مرد نجواگر» شهرت دارد، پی میبرد.
خلاصه داستان: سه زن نامحتمل به یک اتحادیهٔ اعتباری در منطقهای روستایی در ایرلند دستبرد میزنند. روایت داستان با ساختاری معکوس در زمان پیش میرود و قدمبهقدم نشان میدهد چه اتفاقی افتاد که همهچیز به مشکل خورد.
خلاصه داستان: داستان در آیندهای نزدیک روایت میشود. اوتونه کوموتو یک معمار است که با کنسوکه کوموتو، مدیر یک شرکت ساختمانی، ازدواج کرده است. این زوج تصمیم میگیرند تا یک ربات انساننما را به عنوان پسر خود به خانه بیاورند.
خلاصه داستان: سه رفیق با یک ون راهی سفری جادهای به سراسر کشور میشوند و در مسیر، کلی دردسر و خرابکاری به بار میآورند؛ اما باید هرطور شده خودشان را به لسآنجلس برسانند تا شاید شانس بزرگ زندگیشان نصیبشان شود: اجرا بهعنوان گروه افتتاحیه کنسرت گرین دی در شب سال نو.
خلاصه داستان: در مناطق روستایی اوکلاهما، کاتری پس از مرگ مادرش، از سیستم سرپرستی فرار میکند. او دوباره با پدرخوانده سابق خود، آمزیا کینگ، روبرو میشود. آمزیا مربیگری او را بر عهده میگیرد و به او کمک میکند تا مهارتهای نهفتهاش را کشف کند. کاتری در حالی که با موقعیتهای ویرانکنندهای مواجه میشود، با تکیه بر قدرت تازهیافتهاش، به دنبال برقراری عدالت میرود.
خلاصه داستان: لورل همیشه رویای یک اولین بوسه افسانهای را در سر داشت. اما این رویا زمانی به یک کابوس ترسناک تبدیل میشود که او به توانایی نفرینشدهای دست پیدا میکند: دیدن مرگ هر کسی که میبوسد. وقتی در یک رویا میبیند که معشوقهاش قربانی بعدی یک سری قتلهای زنجیرهای عجیب است که نزدیکترین دوستانش را هدف قرار داده، او با زمان مسابقه میدهد تا هویت قاتل را فاش کند، پیش از آنکه این راز به یک قتلعام بزرگ تبدیل شود.
خلاصه داستان: رز نایت، کارشناس تسلیحات در MI5، به طور غیرمنتظرهای برای شرکت در یک مأموریت عملیات ویژه به رهبری دوستپسرش، هیو، فراخوانده میشود. وقتی مأموریت به طرز فجیعی شکست میخورد، رز تحت تعقیب قرار گرفته و مجبور به فرار میشود. او برای نجات، ناچار است به تنها کسی که میتواند به او اعتماد کند روی بیاورد: پدرش چارلز نایت، یک شکارچی جاسوس افسانهای و بازنشسته که رابطهی خوبی با او ندارد.