خلاصه داستان: یک دزد افسانهای که قصد سرقت مونالیزا را دارد، دو جوان غریبه را برای کمک استخدام میکند. اما طولی نمیکشد که فاش میکند آن دو، خواهر و برادری هستند که مدتها پیش از هم جدا افتادهاند... و بله، او پدرشان است. این خانوادهی تازه شکلگرفته که به اجبار در یک موقعیت آشفته و ناخواسته قرار گرفتهاند، حالا باید یاد بگیرند با هم همکاری کنند - و البته سعی کنند یکدیگر را به کشتن ندهند - تا شانسی برای موفقیت در بزرگترین سرقت قرن داشته باشند.
خلاصه داستان: فینیک بی احتیاط پس از بیدار کردن جادوی یک عصای باستانی، قدرت نامرئی شدنش را از دست می دهد و حالا جان تمام فین ها در خطر است. او و کریستین باید ماجراجویی تازه ای را آغاز کنند تا قدرت نامرئی شدنش را بازگردانند و فین ها را نجات دهند.
خلاصه داستان: داستان مردی به نام سیدارت است که به نیروهای ماورایی اعتقادی ندارد اما وقتی چند مرگ مرموز در منطقه مهندراگیری به الهه معبد واراهی نسبت داده میشود، درباره آنها تحقیق میکند.
خلاصه داستان: در پادشاهی ثروتمند الو، شاه اوبا آددجی باید از میان دو پسر دوقلویش، یکی را به عنوان وارث تاج وتخت انتخاب کند؛ یکی جسور و قاطع است و دیگری متفکر و محتاط. اما وقتی شاه از گرفتن این تصمیم سر باز می زند، پادشاهی وارد بحرانی می شود که پیامدهای سیاسی و معنوی ماندگاری به دنبال دارد و زمینه ساز جنگی می شود که آینده سرزمین یوروبالند را برای همیشه تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳ در اورگان، ساموئل مورفی را از دخترش جدا کرده و به یک اردوگاه کار اجباری بیرحمانه میفرستند. رئیس اردوگاه، کلنسی، او را با پیشنهاد آزادی زودهنگام وسوسه میکند؛ به شرطی که محمولهای از طلا را از میان طبیعتی مرگبار و وحشی قاچاق کند. اما با شکلگیری خیانت در میان اعضای گروه، مورفی با این پرسش روبرو میشود که برای دیدن دوبارهی فرزندش تا کجا حاضر است پیش برود.
خلاصه داستان: در قرن چهاردهم میلادی، در انگلستانی طاعونزده، یک دهقان شورشی را علیه پادشاه ریچارد دوم به راه میاندازد و ناخواسته به یک اسطورهی مقاومت تبدیل میشود.
خلاصه داستان: داستان ناگفته و الهامبخش یکی از مهمترین کوهنوردان تاریخ که همراه با ادموند هیلاری، به اولین فردی تبدیل شد که به قله کوه اورست دست یافت.
خلاصه داستان: داستان گردا است که متوجه ناپدید شدن دوستش میشود و سفری پرماجرا را برای یافتن و نجات او آغاز میکند. گردا در مسیر خود با انسانها و حیوانات گوناگون و جادوگری مهربان آشنا میشود، اما نمیداند که ملکه برفی و دستیار ترسناکش نیز او را زیر نظر دارند.
خلاصه داستان: یک طراح بازی های ویدیویی که در ابتدای مسیر حرفه ای خود قرار دارد، با دریافت دستگاهی برای متوقف کردن زمان از دوست عجیب وغریبش که صاحب یک اسباب بازی فروشی است، صاحب فرصتی استثنایی می شود.
خلاصه داستان: «پامپکین»، آخرین دختر روی زمین و تنها بازمانده از طاعونی که نسل بشر را نابود کرده، در شب هالووین مشغول جستجو در خرابهها برای یافتن آذوقه است. مراسم تنهایی او برای این جشن، با سر رسیدن یک گروه از غارتگران وحشی به رهبری «تالیا»ی ترسناک، به هم میخورد. در حالی که تعداد دشمنانش بسیار بیشتر است، پامپکین باید با استفاده از آبنبات، هوش و سلاحهایی که در اختیار دارد، با تمام قوا برای زنده ماندن در آن شب مبارزه کند.