خلاصه داستان: داستان آدیتیا سینگ، افسر پلیسی است که مامور دستگیری مهاراج، راهزن پرقدرت و با نفوذ میشود. با آغاز تعقیبوگریز میان این دو، آدیتیا به شبکهای پیچیده از فساد سیاسی و اختلافات طبقاتی پی میبرد.
خلاصه داستان: در یک مراسم خیریه مجلل، زمانی که گروهی از فعالان مسلح برای به دست آوردن یک شیء باستانی افسانهای که میتواند قدرتهای فراطبیعی را آزاد کند، به محل مراسم یورش میبرند، سلبریتیها و چهرههای سرشناس حاضر در آنجا خود را در خطر میبینند.
خلاصه داستان: معلم یک مدرسه ابتدایی که با مشکلات دست و پنجه نرم میکند، بعد از اینکه یکی از دانشآموزانش آسیب میبیند، شروع به گرفتن تصمیمات سوالبرانگیزی میکند.
خلاصه داستان: در این کمدی سیاه و نیشدار آرژانتینی، یک روانکاو که دیگر به روشهای درمانی سنتی اعتقادی ندارد، برای کمک به یک رماننویس که به بنبست خلاقیت خورده است، تمام مرزها را زیر پا میگذارد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه تازه کار در سیاتل ، پرونده ای حساس درباره ناپدید شدن یک نفر را بر عهده می گیرد؛ پرونده ای که استعداد و اراده او را به چالش می کشد.
خلاصه داستان: پدری همراه دختر بیمارش از میان انبوه مردگان متحرک می گذرد تا پیش از آنکه دخترش به یکی از آن ها تبدیل شود، واکسن را به او برساند؛ اما در مقصد، با هولناک ترین چالش زندگی اش روبه رو می شود.
خلاصه داستان: داستان رئودور، سولان و لودویگ است که با ماشین شگفتانگیزشان در مسابقهای بزرگ از پاریس تا اهرام مصر شرکت میکنند. آنها در این ماجراجویی با اتفاقات و چالشهای زیادی روبهرو میشوند و یاد میگیرند که دوستی و کنار هم بودن، از برنده شدن مهمتر است.
خلاصه داستان: ماهیگیری باتجربه و قایقران سابق، پس از سالها به روستای ساحلیاش بازمیگردد؛ جایی که رقابتهای قدیمی هنوز زندهاند. وقتی مسابقهای سنتی در دریا او را دوباره به میدان میکشاند، کالی باید با رقیبان سرسخت، گذشته پرتنش و مسئولیتش در برابر مردم روستا روبهرو شود....
خلاصه داستان: زمانی که پسر یک نامزد شهرداری لس آنجلس ربوده میشود، او و همسرش تنها چند ساعت فرصت دارند تا پول باج را آماده کنند. از آنجایی که بیشتر پولشان صرف کمپین سیاسیاش شده، آنها مجبور میشوند دست به کارهای خلاف بزنند و جنبهای تاریک از زندگیشان را آشکار سازند که هرگز قصد نداشتند فاش شود.
خلاصه داستان: شیائوی برای یافتن «پدربزرگ میلیاردرش» که به دلیل مشکلات بدهی ارتباطش را قطع کرده، به تایلند سفر میکند. اما در آنجا به طور غیرمنتظرهای درمییابد کسی که سالها با مادربزرگش نامهنگاری میکرده، همسر واقعی او نیست.
خلاصه داستان: بریار، برامبل و ویک با هیولای افسانهای سال به نام «نیان» روبرو میشوند. نیان به آنها قدرتهای اسرارآمیزی میبخشد و این سه نفر را به قلمروی پنهان، پرآشوب و سرشار از جادو به نام «شهر ایو» وارد میکند.