خلاصه داستان: داستان یک آدمکش قراردادی بخت برگشته که پس از شکست مأموریت آخرش، از انگلیس فرار میکند و حالا باید از پسر رئیس جدیدش نگهداری کند و راه و رسم مرد بودن را به او یاد دهد.
خلاصه داستان: چهار شگفتانگیز که باید بین نقششان بهعنوان قهرمانان و پیوند خانوادگیشان تعادل برقرار کنند، مجبورند از زمین در برابر یک خدای فضایی حریص به نام گالاکتوس و پیامآورش، سیلور سورفر، دفاع کنند.
خلاصه داستان: «آدمبدها» در تلاشاند تا در زندگی تازه خود بهعنوان «آدمخوبها» اعتماد و پذیرش پیدا کنند، اما زمانی که گروهی تماماً زن از خلافکاران آنها را از بازنشستگی بیرون میکشد و مجبورشان میکند «یک کار آخر» انجام دهند، ماجرا شکل تازهای میگیرد.
خلاصه داستان: «چارلز بلیکى»، مردی آفریقاییتبار که در ساگ هاربر زندگی میکند، در بنبست و بدشانسی گرفتار شده و در آستانه از دست دادن خانه اجدادیاش است، تا اینکه تاجری سفیدپوست با لهجهای اروپایی پیشنهاد میدهد برای تابستان زیرزمین خانهاش را اجاره کند.
خلاصه داستان: رمان مورد علاقه دوکجا به شکلی شوم به حقیقت میپیوندد؛ او با بهرهگیری از دانش دقیقش درباره داستان آخرالزمانی پیشِرو، بهعنوان یک کارمند ساده اداره، سرنوشت را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: زمانی که لیلی ترِوینو، دختری تنها در دهه ۲۰ زندگیاش، به طور تصادفی با غریبهای در اینترنت دوست میشود که نامش همان نام پدر خودمحورش است، حمایت و تشویق از طرف این باب ترِوینو جدید ممکن است زندگی او را تغییر دهد.
خلاصه داستان: یک سرایدار ستمدیده، پس از وقوع یک حادثه عجیب در یک کارخانه شیمیایی و تبدیل شدنش به یک موجود جهشیافته، از اجتماع طرد میشود. با این حال، او خیلی زود از قدرت فرابشری تازه کشفشدهاش برای مبارزه با جنایتکاران شرور و یک مدیرعامل فاسد استفاده میکند…
خلاصه داستان: «پروفسور آلیور لیندن بروك» (میسن) زمینشناسى اهل ادینبرو است كه همراه با شاگردش ، «الك مك یوئین» (بون) به ایسلند سفر مىكنند تا از راه دهانه ى یک كوه آتشفشان به مركز زمین بروند. آن جا ، با «كارلا» (دال) ملاقات مىكنند كه شوهرش قبلا در چنین سفرى كشته شده است ...