خلاصه داستان: هیرانیاکاشیَپ، دیوی که در پی انتقام از ویشنو است، خود را خدایی میخواند. اما پسرش پرهلاد همچنان وفادار به ویشنو باقی میماند. سرانجام ویشنو در هیئت نرسیمها (نیمهانسان، نیمهشیر) تجلی مییابد تا دیو را شکست دهد و تعادل را به جهان بازگرداند.
خلاصه داستان: علی پس از مرگ مادرش در شرایطی پر از ابهام، گرفتار گردابی از احساس گناه و خشم میشود. او برای یافتن آرامش به سراغ باغبانی خاموش و مرموز میرود تا انتقامش را به دست او بگیرد، اما هرچه پیشتر میرود، بیشتر در تاریکی رازهای خانوادگی و درگیریهای درونی خود غرق میشود. داستان لایهبهلایه پیش میرود و تماشاگر را میان واقعیت و توهم، انتقام و رهایی سرگردان میگذارد.
خلاصه داستان: برای بازپسگیری حرفهاش، سامانتا لیک، بازیگری که زمانی محبوب بود، جذب دنیای پرزرقوبرق زوئی شَنون، غول صنعت سلامت و تندرستی، میشود ــ اما خیلی زود حقیقتی هیولایی را در پسِ این ظاهر بینقص آشکار میکند.
خلاصه داستان: امبار، مادری جوان است که پس از ناپدید شدن مرموز همسرش، ناچار میشود در معدن شن کار کند. اما آنچه با آن روبهرو میشود تنها سختیهای زندگی نیست، بلکه وحشتهای ناملموسی است که زخمها و آسیبهای کهنه را دوباره زنده میکنند.
خلاصه داستان: پدر خانوادهای در حومه شهر به نام هاچ مانسل، که در گذشته یک قاتل حرفهای بوده، پس از جلوگیری از یک حمله به خانهاش، دوباره به دنیای خشونتآمیز گذشتهاش کشیده میشود. این اتفاق زنجیرهای از رویدادها را رقم میزند که رازهایی تاریک از گذشتهی همسرش بکا و خودش را فاش میکند.
خلاصه داستان: جکسن، پلیس سابقی که اکنون کارآگاه خصوصی در آتلانتا است، برای یافتن ستاره گمشده موسیقی R\&B، جهاری، استخدام میشود. تحقیقات او نشان میدهد که ناپدید شدن جهاری با توطئهای بزرگتر در ارتباط است و او را مجبور میکند تا به اطرافیانش و گذشته خودش شک کند.
خلاصه داستان: زوجی به نام دافنه و دارسی داونپورت، دو نوازنده، از لندن به کلبهای در ولز نقل مکان میکنند تا آلبوم جدیدشان را تکمیل کنند. آنها بهطور اتفاقی صدایی اسرارآمیز و بیسابقه ضبط میکنند و کمکم از واقعیت فاصله میگیرند.
خلاصه داستان: وقتی علاقهی یک جوان او را به رابطهای سهنفره و غیرمنتظره میکشاند، گمان میکند که بزرگترین خیالپردازیاش به حقیقت پیوسته است. اما پس از پایان این ماجرا، هر سه نفر با پیامدهای سنگین و هوشیارکنندهای روبهرو میشوند که آنها را وادار میکند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.
خلاصه داستان: پس از مرگ تراژیک پسرش، مردی دچار رؤیاها و幻نماهای هولناکی از موجودی میشود که شبیه خود اوست. با فروپاشی مرزهای واقعیت، او باید با گذشتهاش و نیروی ماوراییای که تعقیبش میکند روبهرو شود، پیش از آنکه بهطور کامل او را در خود فرو ببرد.