خلاصه داستان: داستان شخصی به نام دالی است که قبلا زندانی بوده و حالا آرزو دارد برای اولین بار دخترش را ملاقات کند، اما وقتی حمله پلیس برای پیدا کردن مواد مخدر، شانس او برای این دیدار را از بین میبرد، او وارد شبی مرگبار میشود که شجاعتش را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: تووا، بیوهای سالخورده، از طریق پیوندهای غیرمنتظرهای که در شیفتهای شبانهی یک آکواریوم محلی شکل میگیرد، به کشفی سرنوشتساز میرسد؛ کشفی که شاید بار دیگر شادی و شگفتی را به زندگیاش بازگرداند.
خلاصه داستان: یک سال پس از سکونت در قبیله متکاینا، خانواده جیک و نیتیری با غم و اندوه مرگ نتیم دست و پنجه نرم میکنند. در نهایت، آنها با قبیلهای جدید و تهاجمی از ناویها به نام مردم خاکستر روبرو میشوند، قبیلهای که توسط رهبر آتشینمزاجش، وارانگ، هدایت میشود و با دشمن جیک، کواریتچ، متحد شده است و ...
خلاصه داستان: مردی بیکار به نام سوزوکی، پس از خراب کردن یک دستگاه فروش خودکار نوشیدنی، توسط پلیس دستگیر میشود. وقتی او انفجار دو بمب را پیشبینی کرده و ادعا میکند که بمبهای بیشتری هم در کار است، پلیس او را به عنوان یک مظنون تروریستی تحت بازجویی قرار میدهد. با این حال، سوزوکی ابتدا ادعا میکند که از طریق روشنبینی از وجود بمبها باخبر شده و سپس میگوید که هیپنوتیزم شده تا همه چیز را فراموش کند. او با طرح معماهایی سرنخهایی درباره بمبها میدهد و همزمان بازجوهایش، به خصوص کارآگاه ارشد کیومیا و همکار جوانش رویکه، را به ستوه میآورد. به نظر میرسد این ماجرا به پلیسی بدنام به نام هاسبه مرتبط است که چند سال پیش پس از یک رسوایی خودکشی کرده است. اما آیا سوزوکی واقعاً عامل این بمبگذاریها است یا نه؟
خلاصه داستان: دختر جوان یتیمی به نام سوفی با غولی به نام BFG آشنا می شود و پی می برد که وی بر خلاف ظاهر ترسناکش، بسیار دوست داشتنی است. و در سیر داستان دو غول بزرگتر که نام شان بلادباتلر و فلش لامپ ایتر است نقشه های شیطانی در سر دارند و به همین دلیل سوفی و BFG روانه لندن می شوند تا ملکه را از نقشه های شیطانی آنها آگاه کنند تا اینکه …
خلاصه داستان: در آیندهای پسا-آخرالزمانی پس از واقعهای به نام "سکوت خاموش"، یک مجرم با یک زیردریایی به نام "ریه آهنین" در اقیانوسی خونین در یک ماه ویران به جستجوی ستارهها و سیارات گمشده میپردازد.
خلاصه داستان: چهار دوست که از هم دور افتادهاند، برای ترمیم رابطهی خرابشدهشان در یک سفر ماهیگیری دوباره دور هم جمع میشوند. اما این دورهمی زمانی از هم میپاشد که یکی از آنها، پدری درمانده، یکی دیگر از دوستانش را به دست داشتن در ناپدید شدن دخترش متهم میکند.
خلاصه داستان: سیصد سال پس از «سیل بزرگ»، افسانهی یک «سوار طوفان» که زمانی طرد و ممنوع شده، الهامبخش دو جوان سرکش از ساکنان جزایر میشود. آنها تصمیم میگیرند برای کشف حقیقت، سفری خطرناک را آغاز کنند و راز منشأ دنیای خود و واقعیت پشت این افسانه را برملا کنند.