خلاصه داستان: جرمی فیتزجرالد در سال ۱۹۸۷، پس از زندگیای پر فراز و نشیب، شغلی بهعنوان نگهبان امنیتی در پیتزا فروشی جدید فرِدی فزبیِر پیدا کرد، اما با ورود به آنجا فهمید که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: بعد از اینکه اشلی درخواست طلاق میدهد ، کری خوشقلب برای گرفتن کمک ، به دوستانش جولی و پال، پناه میبرد. او در کمال تعجب کشف میکند که راز خوشبختی آنها یک ازدواج باز است، اما این وضعیت تا زمانی ادامه دارد که کری از مرزها عبور میکند و تمام روابطشان را به هرج و مرج میکشد…
خلاصه داستان: در دنیایی پس از مرگ، جایی که روحها یک هفته فرصت دارند تا تصمیم بگیرند ابدیت خود را کجا سپری کنند، جوآن با انتخاب غیرممکنی روبرو میشود: بین مردی که تمام عمرش را با او گذرانده و اولین عشقش، که در جوانی درگذشته و دهها سال منتظر رسیدن او بوده است.
خلاصه داستان: با فروپاشی زندگیاش از هر سو، لیندا تلاش میکند با بیماری مرموز فرزندش، شوهر غایبش، ناپدید شدن یک فرد، و رابطهای که هر لحظه با درمانگرش پرتنشتر میشود، کنار بیاید.
خلاصه داستان: یک باستانشناسِ مشهورِ جهانی و یک وکیل عملگرا سالها پس از پیوند دوران کودکیشان دوباره یکدیگر را ملاقات میکنند؛ زمانی که دوستی معصومانهشان به رابطهای تبدیل شد که دیگر گسستنی نبود.
خلاصه داستان: پسر رئیس یک قبیله به نام ماراکودا باید به یک جنگجوی واقعی تبدیل شود، اما او اصلا شکار کردن بلد نیست و باعث ناامیدی پدرش میشود. ماراکودا به تنهایی به جنگل میرود و پرنده مقدس تینک را پیدا میکند، پرندهای که به او موهبت درک زبان حیوانات و پرندگان را میبخشد. ماراکودا و تینک با افتخار به خانه بازمیگردند، اما پسر نمیداند که طبق سنت، این پرنده مقدس باید برای رونق و شکوفایی قبیله قربانی شود و…
خلاصه داستان: پس از کشف یک نقشه برای انتقال گاوهای دزدیده شده در منطقهای دورافتاده و دور از دسترس، یک مامور قانون درمانده و تنها، تلاش میکند تا مانع گروهی از سارقان خطرناک دام برای رسیدن به مرز شود و…
خلاصه داستان: گروهی حرفهای برای سرقت از یک مؤسسهی مالی قدرتمند به نام اومرو گرد هم میآیند. نقشه دقیق است، زمانبندی بینقص و نقشها مشخص. اما با شروع عملیات، بیاعتمادی و انگیزههای پنهان، همهچیز را از کنترل خارج میکند و...
خلاصه داستان: داستان یک تیم هفتنفره نترس را روایت میکند که برای اولین بار با استفاده از کامیونهای ویژه قطب شمال، راهی سفری فوقالعاده میشوند تا اولین کسانی باشند که طولانیترین محور ورقه یخی گرینلند را طی میکنند. این سفر نفسگیر از طریق لنز یک دوربین و یک پهپاد ثبت شده است و زیبایی خیرهکننده و زمین خشن این منطقه را به نمایش میگذارد…
خلاصه داستان: فداکاری بی دریغ یک مادر به پسرش که در سال 1963 با پای چنبری متولد شده است، کمک میکند تا بر چالشهای جسمی و موانع اجتماعی غلبه کند. پیمان استوار مادر، محرک این سفر خارقالعاده در فراز و نشیبهای زندگی است.