خلاصه داستان: ایرین کلی در میان جهانهای موازی سفر میکند و هر بار قاتل دخترش را میکشد. اما هرچه بیشتر در مسیر انتقام فرو میرود، انسانیت او در معرض خطر قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در پاریس آینده که به طبقات مختلف اجتماعی تقسیم شده، یک هوش مصنوعی به نام ALMA بر جامعه نظارت میکند. زمانی که خالق این سیستم ترور میشود، یک مأمور ردهبالا و یک پلیس دلزده مجبور میشوند با هم همکاری کنند تا معمای این قتل را حل کنند. معمایی که ممکن است رازهای تاریک سیستمی را فاش کند که خودشان نیز به آن خدمت میکنند.
خلاصه داستان: نیک بیانکو پس از گذراندن یک سال زندان به جرم حمله، تصمیم میگیرد دوباره با عشق زندگیاش دیدار کند، اما متوجه میشود که او اکنون خواستگاری جدید به نام چستر دارد که اتفاقاً مأمور آزادی مشروط خودش هم هست.
خلاصه داستان: گروه متنوعی از مردم واقعیت های سخت بدهی، وام، و مشکلات مالی در جامعه مدرن را دنبال می کنند، زیرا زندگی شخصی و روابط آنها با فشار فزاینده ای از مبارزات پولی مواجه است.
خلاصه داستان: در سرزمینی جنگزده، سربازی سابق که اکنون بهصورت مزدور کار میکند، برای نجات بیگناهان میجنگد. او در برابر دشمنان بیرحم و خیانتهای پنهان قرار میگیرد و در مسیر بقا، عدالت و رستگاری تلاش میکند.
خلاصه داستان: زندگی یک گوینده جدی اخبار تلویزیون وقتی با سوپر طرفدار جوانش و مادر مجرد سخت کوش پسر آشنا می شود تغییر می کند. همانطور که او داستان های مثبت تعطیلات را می پذیرد، عاشقانه شکوفا می شود - اما یک فرصت شغلی او را مجبور می کند بین جاه طلبی و عشق یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: استفن سیری، طراح صحنه، برای خداحافظی با مادرش که در حال مرگ است، به استرالیا برمی گردد. یک سفر سریع به هرج و مرج، درام و لحظات خندهدار فرو میرود، زیرا او درگیر تنشهای خانوادگی، عاشقان گذشته و بازگشت به اروپا برای یک قرارداد اپرا است.
خلاصه داستان: پیرس باتلر، یک تفنگدار دریایی سابق و قاچاقچی ماریجوانا که مدت ها بازنشسته شده است، که همسرش از یک نوع سرطان نادر رنج می برد، برای نجات خانه، شرکت و همسرش باید به راه های مواد مخدر خود بازگردد و بار نهایی را انجام دهد.
خلاصه داستان: دختری که در سیلیکونولی بزرگ شده، در سایهی بازگشت موفق استیو جابز به اپل و تأثیر عظیمی که او بر تخیل، آرزوها و روابطش گذاشته است، مسیر زندگیاش شکل میگیرد.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ اشرف، نوجوانی 14 ساله است که همراه پسرعمویش نیزار به چوپانی مشغول است. زندگی ساده و آرام آنها زمانی به کابوس تبدیل میشود که گروهی از مردان مسلح به آنها حمله میکنند. پس از این حادثهٔ وحشیانه، اشرف در موقعیتی هولناک و غیرانسانی قرار میگیرد و مجبور میشود سر بریدهٔ پسرعمویش را بهعنوان پیامی تهدیدآمیز به خانواده بازگرداند و ...