خلاصه داستان: لئو و آنجلا روسو زندگی ساده ای در کوئینز دارند و خانواده ایتالیایی-آمریکایی خود را احاطه کرده اند. وقتی پسرشان «استیکز» در تیم بسکتبال دبیرستان خود موفقیتی پیدا میکند، لئو در تلاش برای تحقق آن، خانواده را از هم می پاشد.
خلاصه داستان: یک زن را در حالی که پس از یک آدم ربایی به حالت عادی وفق می دهد، دنبال می کند. وقتی به مجتمع خانوادگی شوهرش سفر می کند، احساس واقعیت در او بدتر می شود.
خلاصه داستان: یک شاعر سالخورده با مربیگریِ یورلیدی، نوجوانی بااستعداد، معنای جدیدی برای زندگیاش پیدا میکند؛ هرچند که وارد کردن او به دنیای شعر و شاعری ممکن است کار عاقلانهای نباشد. تلاشهای خود این شاعر در این مسیر به جایی نرسیده و او را به یک نویسنده گمنام و کلیشهای تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک موجود کوچک جنگلی و یک پرنده باشکوه ناگهان بدنهایشان با هم جابهجا میشود و مجبور میشوند برای زنده ماندن، در هیجانانگیزترین ماجراجویی زندگیشان با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: داستان واقعی آماندا اوگل، زنی بیخانمان در سیاتل، را روایت میکند که پس از دریافت قبض یدککشی به مبلغ ۲۱٬۶۳۴ دلار، برای بازپسگیری زندگی و خودروی خود با مشکلات و فشارهای شدید شرکتهای یدککش مبارزه میکند.
خلاصه داستان: داستان لوسی دختری ۹ ساله است که در سفر به بکتویل، همراه مادر باستانشناسش وارد شهری میشود که گذشتهی خانوادگی مرموزی را در خود پنهان کرده است. او با کمک یک دوست جدید و دو پرنده آوازخوان خاص، در دل یک ماجراجویی برای کشف حقیقتی شگفتانگیز درباره خانوادهاش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: داستان جاهطلبیهای یک پسر برای به دست آوردن میراث پدرش را روایت میکند، در حالی که او قدرت را زیر سوال میبرد و موفقیت و ثروت خانوادگیشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان مردی به نام آبهیرامی است که به دنبال نامزد گمشدهاش میگردد و در این راه با روزنامهنگاری به نام آسوین همکاری میکند، در این میان، تحقیقاتشان اسراری را آشکار میکند و آنها را به درون معمایی پیچیدهتر میکشاند.
خلاصه داستان: با فروپاشی امپراتوری مغول، تیمور بارلاس، جنگجویی زخم خورده، در میانه آشوب و بی ثباتی با سرنوشتی گریزناپذیر رو به رو میشود. او که سال ها به وفاداری شناخته میشد، اکنون باید میان گذشته خود و آینده ای نامعلوم یکی را انتخاب کند. این تصمیم سرنوشت ساز، نه تنها مسیر زندگی او، بلکه آینده جاده ابریشم را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: پس از بازگشت به خانه از یک محکومیت طولانی زندان، یک سرباز خانواده جنایتکار وفادار بهسرعت متوجه میشود که هدف همان سازمانی است که تمام زندگی خود را کورکورانه به آن اختصاص داده است.
خلاصه داستان: پس از اینکه آریل، موانا، تیانا، راپونزل و سفیدبرفی نقشه گاستون برای تصرف تمام پادشاهی را خنثی کردند، او از اورسولا، جعفر و ملکه شیطانی میخواهد تا در شکست دادن شاهزاده خانمها به او کمک کنند. اما به زودی شاهزاده خانمها از نقشه گاستون مطلع شده و متحدانی را برای خود جمع میکنند…