خلاصه داستان: یک نویسنده داستانهای ترسناک برای پخش کردن خاکستر والدینش به مهمانخانهای در ایرلند سفر میکند، بیآنکه بداند گفته میشود این مکان تسخیرشده و تحت سلطه روح یک جادوگر است.
خلاصه داستان: پس از ۳۷ سال، کانالهای آمستردام بار دیگر به رنگ خون در میآیند. تارا لی، کارآگاه جوان و جاهطلب پلیس آمستردام، با مجموعهای از حوادث هولناک در اطراف کانالها روبرو میشود. او از ویسر، کارآگاه بازنشستهای که زمانی یک قاتل سریالی را در همین کانالها دستگیر کرده بود، کمک میگیرد. آنها با دشمنی مواجه میشوند که به نظر میرسد قدرتهای فراانسانی دارد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک در شمال، جسد دختری جوان به نام آنا که به طرز وحشیانهای به قتل رسیده، در کنار رودخانه پیدا میشود. مسئولیت تحقیقات به کارآگاه جنایی مصممی به نام لارا لینهارتُوا سپرده میشود و همکار قدیمیاش، آدام بِنِش، برای این پرونده به او ملحق میشود. مظنون اصلی، مجرمی است که به تازگی برای قتلی مشابه محکوم شده است. درست زمانی که به نظر میرسد جستجو برای یافتن قاتل آنا به پایان رسیده، شواهد جدیدی همه چیز را به نقطه شروع بازمیگرداند. بدین ترتیب، این دو کارآگاه وارد تحقیقاتی پیچیده و پر از پیچوخمهای غیرمنتظره میشوند و دایره مظنونین در این شهر کوچک به شکل چشمگیری گسترش مییابد. تنش میان لارا و آدام، با توجه به شخصیتهای متفاوت و گذشته مشترکشان، بالا میگیرد و این سؤال همچنان بیپاسخ باقی میماند: چه کسی آنا پیتنِرووا را به قتل رسانده است؟
خلاصه داستان: داستان درباره پدری است که حقیقت را از خانوادهاش پنهان میکند و دلیل واقعی سفر جادهای به ظاهر ناگهانی آنها در سراسر کشور را فاش نمیسازد. در طول این سفر، رازها و انگیزههای پنهان او کمکم آشکار میشوند و زندگی اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهند.
خلاصه داستان: گروهی از دزدان فروشگاه، یک غول بیرحم دنیای مد را هدف قرار میدهند. آنها با دزدیدن لباسهایش، آنها را با قیمتی پایینتر میفروشند؛ کاری که خودشان به آن «بشر دوستی پیشرو در مد» میگویند.
خلاصه داستان: داستان کودکی بلژیکی بهنام آملی که در سومین تولد خود، درک بزرگی از دنیای اطراف خود پیدا میکند و شخصیتاش برای همیشه دستخوش تغییر میشود.
خلاصه داستان: دوقلوهایی به نام آلفی و الیز در شب کریسمس، یک ساعت آرزوی جادویی پیدا میکنند. آنها توسط «جمعکننده آرزوها» به سرزمین موزیکال «گاهی اوقات» برده میشوند و در آنجا میآموزند که آرزوها پیامدهایی به همراه دارند.
خلاصه داستان: دو پدر مصمم وارد رقابتی بامزه و پرهیاهو میشوند تا فرزندانشان را در یک پیشدبستانی نخبه ثبتنام کنند؛ رقابتی که کمکم به نبردی عجیب و اغراقآمیز تبدیل میشود و در نهایت به نتایجی غیرمنتظره میانجامد.
خلاصه داستان: داستان در هنگ کنگ دهه ۱۹۵۰ اتفاق میافتد، جایی که تاجران بریتانیایی و باندهای تبهکار چینی برای گسترش قلمرو خود با یکدیگر متحد شده و بدون توجه به رفاه مردم، کارخانهها را با زور تخریب میکنند. این اقدام با مخالفت شدید ایپ من مواجه میشود. او که برای دفاع از کارگران قیام کرده، از همه طرف تحت فشار قرار میگیرد. طولی نمیکشد که برای او پاپوش قتل درست کرده و به زندان میفرستند. در داخل زندان نیز باندهای تبهکار تلههای مرگبار متعددی برایش کار میگذارند. حال باید دید آیا ایپ من میتواند از این مصیبتها جان سالم به در ببرد، از خطر فرار کند و بیگناهی خود را ثابت کند؟
خلاصه داستان: یک زن و شوهر برای نجات دختر ربودهشدهشان از یک منطقهی اشغالی تلاش میکنند. وقتی یک معامله با شکست مواجه میشود، فرمانده «سووا» و مهندس «سید» یک عملیات جسورانه را آغاز میکنند که توسط یک روزنامهنگار به صورت زنده در سراسر جهان پخش میشود؛ روزنامهنگاری که حالا باید بین فرار کردن و فاش کردن حقیقت، یکی را انتخاب کند.