خلاصه داستان: پدری که درگیر یک فرایند طلاق طاقتفرسا است، زمانی که فرزندانش از خانهی دور افتادهی روستاییشان ناپدید میشوند، به یک مأموریت خطرناک کشیده میشود.
خلاصه داستان: اپیدمی هاری در جنگل تایگا باعث میشود گرگهای وحشی به انسانها حمله کنند و یک پدر ناامید مجبور میشود پسرش را در یک کلبه شکارچی منزوی کند. مردم محلی با یک گروه گرگهای هار و یک شکارچی خطرناک روبرو میشوند.
خلاصه داستان: یک تاجر اسلحهی انتقامجو گروهی از مزدوران را برای نابودی این باشگاه و گرفتن انتقام خود اعزام میکند. اما اعضای باشگاه، که تیراندازان ماهری هستند، برای حفظ میراث خود وارد نبردی سخت و خونین میشوند
خلاصه داستان: دنیا توسط یک همهگیری ویران شده است. مارکو تنها و خارج از امنیت جنگل با دنیای فروپاشیدهای که در سکوت و خطر پوشیده شده است، روبرو میشود.
خلاصه داستان: نیت ویلیامز که توسط خاطرات دردناک دوران کودکی خود تحت تعقیب است، در تاریکی فرو میرود. وقتی معلم تئاتر او، آقای دین، او را از زندان نجات میدهد و به خانهاش میبرد، نیت باید با گذشتهاش روبرو شود تا از نابودی خودش جلوگیری کند.
خلاصه داستان: پس از گذراندن چندین سال در نفوذ به حلقههای چپگرای آبرتزاله به عنوان یک جوان همدرد با گروه تروریستی اتا، یک افسر پلیس به آنچه که میخواست میرسد: اتا با او تماس میگیرد.
خلاصه داستان: گرالت، شکارچی هیولاهای جهشیافته که به منظور تحقیق در مورد حملات به یک روستای ساحلی استخدام شده، یک درگیری قدیمی بین انسانها و مردم دریا که تهدید به جنگ بین پادشاهیها میکند را فاش میکند. با کمک متحدانش، او باید قبل از اینکه دشمنیها تشدید شود، معما را حل کند.
خلاصه داستان: چاک برای نگه داشتن شرکت خدمات نظافتی خود در دوران پاندمی تلاش میکند. در این میان با کندی، که به دنبال شغل است و چو، دختر کوچک او آشنا میشود.
خلاصه داستان: در قلب ریاض، جایی که ناامیدی و فرصت به هم برخورد میکنند، "مندوب" داستان گیرا و جذاب فهد القعدانی، مردی با روحیهی شکننده و درگیری با زمان برای نجات پدر بیمار خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک مشاور املاک مجبور میشود به زندگی قبلی خود برگردد پس از اینکه شریک سابق جرم او با پیامی تهدیدآمیز بازمیگردد. با برادرش که سرکرده جنایتکار نیز در جستجوی اوست، او باید با گذشتهاش مواجه شود و تاریخچهای را که هرگز بهطور کامل دفن نشده بود، بررسی کند.
خلاصه داستان: شکار یک آقوری دچار فراموشی است که از ترس لمس رنج میبرد. او در پی درمانی افسانهای برای وضعیت خود، سفری خطرناک به رشتهکوههای هیمالیا را آغاز میکند. چه اتفاقی میافتد وقتی گذشتهاش راه را برای او آشکار میسازد؟
خلاصه داستان: دو عامل ماهر پس از اعزام به محافظت از دو طرف مختلف یک تنگه مرموز به یکدیگر نزدیک میشوند. وقتی یک شرور ظاهر میشود، آنها باید با هم همکاری کنند تا از آنچه درون تنگه نهفته است، زنده بمانند.