خلاصه داستان: دیگنان تصمیم میگیرد به کمک دوستش آنتونی که تازه از تیمارستان مرخص شده و همسایهاش باب، رئیس سابق خود را یافته و دست به سرقت بزنند اما آنها هر چه پیش میروند متوجه میشوند چیزی از جنایت نمیدانند...
خلاصه داستان: ناتان پرایس پسر جوانی است که مدتهاست احساس می کند در کالبد فرد دیگر در حال زندگی است و خودش نیست. این احساس زمانی رنگ حقیقت به خود می گیرد که وی با عکسی از دوران بچگی اش روبرو می شود و متوجه این موضوع تلخ می شود که خانواده واقعی او آن کسانی نبوده اند که وی تاکنون فکر می کرده. به همین دلیل ناتان شروع به یافتن خانواده واقعی خود می کند اما او به دلائل نامعلومی تحت تعقیب عده ای مزدور سازمان یافته قرار می گیرد و…
خلاصه داستان: ده زندانی که به تبعید در سیاره خصمانه XT-59 محکوم شدهاند، باید از میان باتلاقها راه باز کنند تا به جزایر سعادت، تنها منطقه امن در سیاره، برسند، پیش از آنکه آب و هوای سخت یا وحشتهای زیرزمینی همه آنها را بکشد.
خلاصه داستان: وقتی دو برادر مجبور به جنگیدن در جنگ کره میشوند، برادر بزرگتر تصمیم میگیرد که خطرناکترین مأموریتها را بر عهده بگیرد تا از برادر کوچکترش در برابر نبرد محافظت کند.
خلاصه داستان: یک یتیم که در یک مدرسه کونگفو بزرگ شده است، جایی که با او به عنوان کسی که تنها برای کارهای پست و هدف تمرینی دانشآموزان استفاده میشود، برخورد میشود، پس از کمک به یک گدای مسافر پیر، تجربهای تغییر دهنده زندگی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: مسئولیت نگهداری از پسر جوانش را برعهده میگیرد، آلن از بلژیک به آنتیب میرود تا با خواهر و شوهر خواهرش به عنوان یک خانواده زندگی کند. پیوند آلن با استفانی، یک مربی نهنگ قاتل، پس از اینکه استفانی دچار یک حادثه وحشتناک میشود، عمیقتر میشود.