خلاصه داستان: این داستان، زندگی ترو برندیواین، یک سوارکار رودئو درگیر چالشهای زندگی را دنبال میکند. او در یک کولاک گیر میافتد و در حالی که برای بقا با طبیعت میجنگد، باید با تصمیمات زندگیاش نیز روبهرو شود.
خلاصه داستان: برنامههای یک خانواده حومهنشین در دهه ۱۹۶۰ مختل میشود، زمانی که آنها به املاک یکی از بستگان مرحوم خود فراخوانده میشوند. در آنجا، آنها شروع به کشف رازهایی میکنند که این مکان را تسخیر کردهاند—اتفاقات عجیب، آیینهای کهن، و نقاشیهای ترسناک بر دیوارها.
خلاصه داستان: مغولها به رهبری چنگیز خان به سمت غرب حرکت کردند تا سلسله جین را نابود کنند و قصد داشتند به سمت جنوب بروند تا سلسله سونگ را از بین ببرند. اساتید هنرهای رزمی از چندین مدرسه در دشتهای مرکزی چین گرد هم آمدند و نیروی خود را برای دفاع از شیانگیانگ جمع کردند.
خلاصه داستان: سه کودک یک بارانی جادویی را کشف میکنند که آنها را به بدن صاحبش، یک جادوگر نفرینشده، منتقل میکند. با یک جادوگر خشمگین که در تعقیبشان است، آنها باید راز این بارانی را کشف کرده و طلسم آن را پیش از آنکه دیر شود، بشکنند.
خلاصه داستان: زمانی که یک متخصص رباتیک غم از دست دادن پسر ۱۱ سالهاش را در ساخت «رابین»، یک عروسک رباتیک کاملاً عملکردی، به کار میگیرد، مجموعهای از رویدادهای وحشتناک نشان میدهند که رابین برای داشتن خالقش تنها برای خود، حاضر است هر کاری انجام دهد.
خلاصه داستان: نویسندهای به مجموعهای سفر میکند که متعلق به یک آیکون موسیقی پاپ است که سالها پیش ناپدید شده بود. او که در میان گروهی از چاپلوسان و همچنین تعدادی از خبرنگاران همکار خود قرار دارد، به زودی از نقشههای پیچیده و تاریک او برای این گردهمایی پرده برمیدارد.
خلاصه داستان: این داستان سفر ارنست کول را دنبال میکند، اولین عکاس مستقل سیاهپوست در آفریقای جنوبی تحت آپارتاید، که با شجاعت و مهارت خود توانست واقعیتهای تلخ این دوران را به تصویر بکشد
خلاصه داستان: کالی، صاحب یک فروشگاه مواد غذایی و یک همسر و پدر مهربان است که درگیر یک شبکهی جنایی خطرناک میشود و مأموریت اسرارآمیز او ادامهی داستان را شکل میدهد.
خلاصه داستان: بوکوشی برنامهای را برای کهنهسربازان جنگی آمریکایی ارائه میدهد که به دنبال یافتن \"هدف\" و مسیر آیندهی خود هستند. اما اکنون دولت نسبت به رشد سریع شینجاها—افراد مسلح، آموزشدیده و بهشدت وفادار در این برنامهی شبهفرقهای—ابراز نگرانی کرده است.
خلاصه داستان: یک نویسنده که در بحبوحهی طلاق قرار دارد، با یک قاتل زنجیرهای بازنشسته دوست میشود. این قاتل به طور اتفاقی در روزها نقش مشاور ازدواج او را بازی میکند و شبها به عنوان مشاور قتل برای کتاب بعدی او فعالیت میکند.