خلاصه داستان: شی میاونا، یک معلم، و دانشآموز دردسرسازش، وانگ چیانگ، به طرز اسرارآمیزی بدنهایشان را با یکدیگر عوض میکنند. با نزدیک شدن به یک مسابقهی مهم تدریس، میاونا باید با زمان رقابت کند تا پیش از آنکه دیر شود، دوباره به بدن خود بازگردد.
خلاصه داستان: سفر استیون ندومپالی، مردی که دو زندگی متفاوت دارد—یکی به عنوان خودش و دیگری به عنوان خورشی ابراهام، رهبر مرموز یک سندیکای جنایی قدرتمند جهانی.
خلاصه داستان: فرانک، معمار، از بیهوشی بیدار میشود و خود را در یک توالت سیار گرفتار میبیند. اما اوضاع بدتر میشود: برای اینکه در انفجار قریبالوقوع ساختمان از بین نرود، فرانک باید ظرف یک ساعت راهی برای خروج از این قبر آبی پیدا کند. یک رقابت نفسگیر با زمان!
خلاصه داستان: دو سال گذشته است و کارتیکا با هندرو و لیندا زندگی میکند. اما زمانی که هندرو تصمیم میگیرد کارتیکا را به فرزندی قبول کند، خدمات اجتماعی مانع این کار میشود. زندانیان سلول شماره ۷ و هندرو تصمیم میگیرند که به روش خودشان برای عدالت مبارزه کنند.
خلاصه داستان: یک پارودی از فیلم Top Gun (1986) که در آن یک خلبان جنگندهی بااستعداد اما ناپایدار باید با ارواح پدرش روبهرو شود و مأموریتی را که توسط تولیدکنندگان سلاحهای حریص خراب شده است، نجات دهد.
خلاصه داستان: «تام جریکو» ریاضی دان با استعدادی است که در زمینه ی تکامل و نگه داری از ماشین «معما» با دولت بریتانیا هم کاری می کند. به تازگی ظاهرا آلمانی ها رمز جدیدی طراحی کرده اند که ماشین «معما» قادر به رمزگشایی اش نیست و بنابراین پیش از آن که ستون مهمی شامل نیرو و تجهیزات به دریا بزند، به کمک «جریکو» نیاز است تا رمز نیروهای محور را رازگشایی کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، یک لولهکش خشن از نیوبرانزویک به تورنتو سفر میکند تا برادر دورافتادهی خود را، که به دلیل بینزاکتی عمومی زندانی شده است، آزاد کند. آنها به درخواست مادرشان، با اکراه راهی خانه میشوند، اما این دیدار پرتنش، پیوند برادریشان را به آزمایش میگذارد.