خلاصه داستان: زوجی که از هم جدا شده اند دوباره پس از 10 سال، زمانی که جسد پسرشان پیدا میشود، همدیگر را ملاقات میکنند. آنها با اینکه بخاطر از دست دادن پسرشان احساس گناه میکنند، اما مجبورند مرگ او را قبول کرده و به زندگی بپردازند و حتی ممکن است با هم آشتی کنند…
خلاصه داستان: هنگامی که گروهی نوجوان سرکش بدون هیچ وسیلهی ارتباطی و هیچ راه فراری به یک اردوگاه در یک بیابان میرسند، در مییابند تنها راه زنده ماندنشان مبارزه با موجودی ترسناک و مخوف هست که آنها را زیر نظر دارد و…
خلاصه داستان: زمانی که یک بازیگر درست چند روز قبل از مراسم عروسی، با نامزدش اختلاف پیدا میکند، ساقدوش اش که یک مرد آلمانیست او را به سفری به دل طبیعت کوه های اورگان میبرد و…
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ی گروهی عجیب و غریب شامل یک پسربچه ی ترسو به نام تام، یک شکارچی ارواح به نام هِتی و یک روح بامزه است که قصد دارند شهرشان را از خطر عصر یخبندان بعدی در امان نگه دارند…
خلاصه داستان: یک قاتل با بیمیلی قبول میکند تا یک ماموریت ساده را انجام دهد. هدف او یک نویسنده است، اما این ماموریت از آن چیزی که فکرش را میکرد دشوارتر است…
خلاصه داستان: فیلم که بر اساس واقعیت می باشد داستان یک مرد اسپانیایی را روایت میکند که به بیماری “ام اس” مبتلا است، اما تصمیم گرفته 4 کیلومتر شنا کند و 180 کیلومتر دوچرخه سواری…
خلاصه داستان: کیت برای فرار از دست دوست پسر سوء استفاده گرش به گروهی از زنان مشابه خودش که عازم سفری هستند، ملحق میشود. سفری که قرار بود مایه آرامش خاطر شود، خیلی زود تبدیل به یک بازی مرگ و زندگی میشود…
خلاصه داستان: فیلم داستان آموزش عملیاتی سخت و طاقت فرسای نیروی دریایی آمریکا به نام “هفتهی جهنمی” است که در آن داوطلبان به شدت مورد فشارهای جسمی و روحی قرار میگیرند تا برای عملیات های حساس آماده شوند. در این میان یک نفر که تعهد کرده چیزی در اینباره فاش نکند، میان دو راهی سکوت کردن و ایستادگی در برابر این بیگاری و خشونت زیرزمینی قرار گرفته است…
خلاصه داستان: آپو دانش آموز کلاس 10ام است اما دیگر علاقه ای به درس خواندن ندارد، زیر میداند مادرش نمیتواند از پس هزینهی کلاس های بالاتر برآید. مادر آپو سخت برای موفق شدنش تلاش میکند و حتی معلم خصوصی برایش میگیرد، اما آپو فکر میکند تنها فرزندان افراد ثروتمند میتوانند دکتر یا مهندس شوند و باور دارد که خودش نیز در نهایت مثل مادرش یک خدمتکار میشود…
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد تارا و آدی است که در سفر به بمبئی با هم آشنا می شوند، دو نفری که هیچ چیزی براشون جذابیت ندارد سرانجام عاشق هم می شوند…