خلاصه داستان: علی سنای و ایلبر در یک شرکت با هم شریک هستند. زمانی که شرکت خلاقشان شروع به ریزش میکند، آنها تصمیم میگیرند به نمایشگاه باغبانی که در صوفیه واقع شده بروند تا با افراد جدیدی ملاقات کنند بلکه بتوانند کسب و کار جدیدی برای خودشان دست و پا کنند. اما همه چیز اشتباه پیش میرود و آنها در مسیر غلطی قرار میگیرند. سنای و ایلبر بیخیال رویاهای ثروتمند شدن می شوند تا جلوی نیروی قدرتمندی که میتواند باعث نابودی بشریت شود را بگیرند.
خلاصه داستان: پیتر و خانواده اش پس از یک تعطیلات سرگرم کننده در لس آنجلس به گرند کنیون باز میگردند. اتفاقات عجیب و غریب بزودی مثل طاعون به جان آنها می افتد. پیتر متوجه می شود تکه سنگ های مرموزی را که پسرش در یک غار پیدا کرده بود، نیروهای ماوراء الطبیعی را به آنجا کشانده است…
خلاصه داستان: داستان در مورد یک سگ پاکوتاه می باشد که مدام از یک صاحب به صاحبی دیگر پاسکاری می شود. صاحبان او شامل دو زن و شوهر، یک پرستار دامپزشکی، یک فیلمنامه نویس و یک زن کینه توز می باشند…
خلاصه داستان: در یک آرمانشهر که احساساتی وجود ندارد، دو نفر پس از اینکه یک بیماری موجب می شود احساسات و عواطفشان را به دست آوردند، عاشق یکدیگر می شود و همین موضوع باعث ایجاد تنش میان آنها و جامعهشان می شود.
خلاصه داستان: زوجی که منتظر به دنیا آمدن اولین فرزندشان هستند متوجه یک تفاوت دلسرد کننده میان خودشان و زوج طبقه پایینیشان که اتفاقاً آنها هم یک نوزاد دارند، می شوند و…
خلاصه داستان: یک تیم حرفه ای متشکل از ماموران سازمان مبارزه با مواد مخدر موظف می باشند تا رسیدن نیروی برای استخراج، از یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک در هتلی محافظت کنند، زیرا همکاران سابق او به دنبال کُشتنش می باشند…
خلاصه داستان: هنگامی که یک خانواده وحشت زده از دست دو دانشمند و یک روانی فرار می کنند به یک خانه متروکه پناه می برند و هیچ اطلاعی ندارد که در این خانه یک روح قدرتمند وجود دارد…
خلاصه داستان: از یک گروه که علاقه زیادی به بازی های آنلاین دارند دعوت می شود تا در یک بازی واقعیت مجازی شرکت کنند و با یکدیگر به رقابت بپردازند، اما همه چیز وقتی هیجان انگیز می شود که آن ها متوجه می شوند در این بازی باید برای زنده ماندن در واقعیت مبارزه کنند…
خلاصه داستان: یک بازیکن بیسبال جوان و با استعداد که دیگر دقت و کنترل کافی در پرتاپ توپ را ندارد، نزد روانشناس باشگاهش فرستاده می شود، جایی که خاطرات گذشتهی تاریکش نمایان می شود.