خلاصه داستان: مردی که بخاطر ربوده شدن و مرگ احتمالی دخترش عزادار است، دعوتنامه ای مرموز و شخصی دریافت میکند که در آن نوشته شده به مکانی به اسم “کلبه” برود. او شک میکند که این نامه ممکن است از طرف…
خلاصه داستان: «بلانش دی بویس»، که مشکلات زیادی را در زندگی متحمل شده است، پس از اخراج از مدرسهای که در آن به تدریس مشغول بود، برای دیدار با خواهرش «استلا» به پیش وی و شوهر خواهرش «استنلی کووالسکی» میآید. استنلی که یک قمارباز است از بدو ورود بلانش سر ناسازگاری با وی دارد و از طریق یکی از دوستانش از گذشتهٔ بلانش باخبر میشود و…
خلاصه داستان: «نلسن رایت» (ساترلند)، دانشجوی پزشکی، برای تجربه ی دنیای پس از مرگ، فعالیت قلب خود را متوقف می کند و دوستانش «ریچل» (رابرتس)، «دیوید» (بیکن)، «جو» (بالدوین) و «رندی» (پلات) با کمک داروهای خاصی، لحظاتی بعد او را به زندگی بر می گردانند. پس از آزمایش، «نلسن» می گوید که تصاویر غریب و هیجان انگیزی دیده است…
خلاصه داستان: فیلم داستان مردی جوان به نام آرتور را روایت میکند که باید برای حضور در صحنه های نبرد آموزش و تعلیم ببیند ولی برای رسیدن به این هدف، در ابتدا باید راه سرنوشتش را پیدا کند. پس از سالها تلاش و کوشش، سرنوشت او را لایق دانسته تا آرتور شمشیر افسانه ای را که در سالها درون سنگ خفته است بیرون بکشد و به ظلم و ستم پایان دهد.
خلاصه داستان: دختری هجده ساله به نام «مگی پیتن» (لوهان) عاشق شرکت در مسابقات رانندگی است، اما پدرش «ری» (کیتن) که خودش قهرمان سابق رانندگی با اتوموبیل های دست دوم است، او را اکیدا از این کار منع کرده است. «ری» برای خرید هدیه ی تولد «مگی»، او را به مرکز فروش اتوموبیل های دست دوم می برد و «مگی» مجذوب یک فولکس واگن درب و داغان مدل 1963 می شود و آن را می خرد. خیلی زود روشن می شود که نام آن فولکس قراضه «هربی» است و قابلیت های جادویی دارد…
خلاصه داستان: سال 1969، «دکتر مالکوم سیر»، مدیر بیمارستان بین بریج را متقاعد می کند تا اجازه بدهد او داروی لوو دوپا را که در درمان پارکینسن مؤثر بوده-روی «لنرد لووه» که از کودکی به تدریج کنترل حرکاتش را از دست داده و دچار کاتاتونیا شده، امتحان کند. «لنرد» تحت تأثیر لوو دوپا آرام آرام قدرت حرکت و تکلمش را دوباره به دست می آورد…
خلاصه داستان: «هاری کالدر» (سیگال)، بازرس پلیس به وسیله یک نوار صوتی مطلع می شود که در پارک مرکزی و شهربازی یک خرابکار بمب کار گذاشته است. خرابکار مرد جوانی است (باتمز) که به وسیله بیسیم با پلیس مکالمه می کند. او در قبال لو دادن مکان بمب درخواست پول می کند…
خلاصه داستان: در این قسمت بتمن و نایت ویچ مجبور می شوند تا با نامـزد دیوانه ی جوکر یعنی هارلی کویین، همکاری کنند تا جلوی یک تهدید خطرناک جهانی را بگیرند…
خلاصه داستان: صاحب مزرعه ای اقدام به ترک مزرعه اش می کند به همین علت حیوانات مزرعه شروع می کنند به بازی کردن و آواز خواندن و رقصیدن! اما اوضاع نمی تواند تا ابد به همین شکل ادامه یابد. کسی باید پا پیش بگذارد و امورات مزرعه را در غیاب صاحبش اداره کند…