خلاصه داستان: زني مسن که شوهر محترم و بسيار ثروتمندش اخيرا مرده است، «تام ولز»، کارآگاه خصوصي را استخدام مي کند. وظيفه ي «ولز» تحقيق درباره ي فيلمي پنج دقيقه اي و هشت ميلي متري است که در گاوصندوق شوهر پيدا شده و طي آن دختر نوجواني مورد هتک حرمت قرار مي گيرد و کشته مي شود.
خلاصه داستان: ویسکانسین، بیستم اوت سال 1977. «جنی هیدن» (آلن) بیوه ای جوان است که شبی نوری آبی رنگ وارد اتاقش می شود و کم کم شکل و شمایل و مشخصه های همسر مرحومش را به خود می گیرد. این موجودی بیگانه (بریجز) است، که سعی می کند. با «جنی» ارتباط برقرار کند...
خلاصه داستان: شب هالووین است و دو نفر لباس “سیب بد” را پوشیده اند و تصمیم میگیرند به خانه ای قدیمی در حومه ی شهر بروند که تاکنون هالووین را جشن نگرفته اند و سر به سر آن ها بگذارند. آن ها یک زوج جوان را در خانه ی خود می ترسانند و در حالی که قصدشان فقط شوخی بوده است، با گذشت شب، این شوخی ها جدی تر می شوند و در نهایت این شب به هالووینی تبدیل می شود که کل محله هیچ وقت آن را فراموش نخواهد کرد…
خلاصه داستان: مرد خانواده که قول داده دیگر هرگز مبارزه نکند، قولش را زیر پا میگذارد. جو کرمن چهل ساله که همسر و چهار کودکش به او نیاز دارند، همه چیز را به خطر می اندازد تا به قفس مبارزه بازگردد و با گذشته اش کنار بیاید.
خلاصه داستان: فیلم معجزه داستانی واقعیست که “هرب بروکس” بازیکن هاکی روی یخ تیم ملی آمریکا، منجر به پیروزی در مقابل تیم شکست ناپذیر و سرسخت روسیه در المپیک 1980 شد...
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد پدر خانواده و پدرخوانده یعنی “برد” (ویل فرل) و “داستی” (مارک والبرگ) می باشد که والدین این دو برای تعطیلات به خانه ی آن ها آمده اند و این دو می بایست با کارهای پدربزرگ های خانواده کنار بیایند، ولی…
خلاصه داستان: «سروان دوبی» (ویلیامسن) پلیس عصبی مزاج سن فرانسیسکو، «کارآگاه دیوید استارسکی» (استیلر) و «کارآگاه کن «هاچ» هاچینسن» (ویلسن) را کنار هم قرار می دهد تا از شر هر دو خلاص شود. این دو تحقیقات خود را درباره ی جنایتی آغاز می کنند که به ائتلافی از چند دارودسته ی قاچاقچی ا رتباط دارد.