خلاصه داستان: پس از مرگ و پیش از تناسخ، روح درگذشتگان از قلمرویی خیالی به نام «دنیایی دیگر» عبور میکند. گودو روحی است که این ارواح در حال گذار را برای رسیدن به تناسخ راهنمایی میکند. او حین راهنمایی دختری جوان به نام یوری، با احساسات انسانی آشنا میشود که برایش قابل درک نیست. گودو از طرف الهه میرا مأموریت پیدا میکند تا به یوری کمک کند خشم خود را کنترل کرده و از تبدیل شدنش به یک هیولا جلوگیری کند و به این ترتیب، مأموریتی پرخطر را آغاز میکند.
خلاصه داستان: ماجرا در سال 2022 اتفاق می افتد، یک روز قبل از تهاجم تمام عیار روسیه به اوکراین، ماریا تصمیم می گیرد درباره طلاق با همسرش ویتاس صحبت کند، آن هم در بدترین زمان ممکن...
خلاصه داستان: داستان یک افسر پلیس جوان شانگهای را دنبال میکند. این مأمور برای تحقیق در مورد یک پرونده قتل در یک دبیرستان محلی، مجبور میشود خود را بهعنوان دانشآموز جا بزند. اما مشکل اینجاست که او از درس و مدرسه بیزار است و باید همزمان با حل پرونده قتل و انجام تکالیف مدرسه، هویت واقعی خود را مخفی نگه دا...
خلاصه داستان: وقتی یک مادهی فضایی با DNA «زویی» و حیوانات خانگی عجیب و غریبش ترکیب میشود، ماجراجویی خندهداری آغاز میشود که در آن انسانها به حیوان و حیوانات به انسان تبدیل میشوند و همه باید برای نجات دنیا به توافق برسند.
خلاصه داستان: گروهی از دانشآموزان دبیرستانی در قالب یک سفر مدرسهای راهی کشف ویرانههای پمپئی میشوند. آنها دچار احساس سرگیجه و آشفتگی میشوند و به خود اجازه میدهند در امواج میل و خشم غرق شوند، تا جایی که سرانجام کاملاً تسلیم آن میشوند.
خلاصه داستان: رابطه زناشویی جو و آنجلا در وضعیت شکننده و حساسی قرار دارد. وقتی آنها همسایههای مرموز طبقه بالای خود را برای یک مهمانی شام دعوت میکنند، وقایع آن شب به سمت و سویی غیرقابل پیشبینی کشیده میشود.
خلاصه داستان: وقتی گروه «کانکت ۳» گروه افتتاحیه تور بزرگ بازگشت خود را از دست میدهد، برای پیدا کردن استعداد بزرگ بعدی به کمپ راک محبوبشان برمیگردد. همزمان که شرکتکنندگان کمپ برای به دست آوردن شانس اجرا برای گروه مورد علاقهشان با یکدیگر رقابت میکنند، تنشها بالا گرفته، دوستیها محک میخورند و این رقابت به اتحادهای غیرمنتظره، افشاگریها و روابط عاشقانهای ختم میشود.
خلاصه داستان: پنج اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی برای گذراندن یک آخر هفته به اقامتگاهی در دل جنگل میروند، اما ناخواسته نخستین خونآشام جهان را بیدار میکنند و مجبور میشوند با او روبهرو شوند.
خلاصه داستان: سه چترباز طی پنج سال در حوادثی مشابه جان باختند. سالوادور کالوو تصمیم گرفت تا داستان آنها را به همراه تنها بازمانده، کارلوس سوارز، روایت کند.
خلاصه داستان: اولی مطمئن است که دوست صمیمیاش، ماتزه، توسط دوستدختر جدیدش، ربکا، شستشوی مغزی داده شده است. تأثیر فاجعهبار ربکا نه تنها دوستی آنها را به خطر میاندازد، بلکه مهمتر از آن، سفر دور دنیایی را که اولی و ماتزه سالها با جزئیات کامل برایش برنامهریزی کردهاند، تهدید میکند. پس فقط یک راه حل وجود دارد: باید ربکا را متوقف کرد! اولی به همراه دوستش، اشمیتی، دست به کار میشود. اما در کمال تعجب، ربکا هم چند کلک در آستین دارد. و اینگونه نبرد آغاز میشود.