خلاصه داستان: یک پسر جوان که به همراه والدینش در حال سفر در فضا هستند که سفینه شان دچار مشکل میشود و کپسول یدکی او را از والدین جدا کرده و بر روی سیاره ای وحشی و ناشناخته فرود می آید و...
خلاصه داستان: اسکوبی دو و گروهش بعداز یک دوره استراحت ، اکنون درگیر یک موضوع دیگر میشوند و باید به جزیرهای که آلوده به زامبی است بروند و دربارهاش تحقیق کنند.
خلاصه داستان: پاتریشیا چند سالی از خواهرش سوزانا دور بوده است. او به زودی نامهی خبر مرگ خواهرش را دریافت میکند و به همین دلیل تصمیم می گیرد به احترام او به خانه برگردد. در آنجا پاتریشیا با آنابل دیدار میکند که به پاتریشیا خبر میدهد خانه را به ارث برده است. اما در این خانه هیچ چیز درست نیست و...
خلاصه داستان: کلر ملیاود پروفایلی جعلی به عنوان یک زن جوان در شبکههای اجتماعی برای خودش درست میکند تا بتواند از نامزدش جاسوسی کند و مطمئن شود که به وی وفادار است اما این کار برایش ماجراهای جدیدی ایجاد میکند...
خلاصه داستان: یک بازرس سابق به نام ویکرام واسودو وظیفهی بررسی یک پرونده را به دست میگیرد. او باید در مورد قتل یک افسر عالی رتبه که توسط فردی به خاطر اختلافات شخصی به قتل رسیده است تحقیق کند. اما هنگامی که ویکرام در مورد این پرونده اطلاعات بیشتری به دست میآورد، حقایق شگفتانگیزی را کشف میکند و...
خلاصه داستان: سه روز پس از زلزلهی خرداد 1369 در استان گیلان، پدر و پسری از تهران به منطقهی زلزلهزده و بهجستجوی بابک و احمد احمدپور، بازیگرانِ فیلمِ خانه دوست کجاست؟، میروند. بهدلیلِ راهبندان، آنها مجبور میشوند راههای فرعیِ مختلفی را برای رسیدن به روستای کوکر، محلّ زندگیِ پسربچّهها، طی کنند و...
خلاصه داستان: استان این فیلم دربارهی سه پیرمرد ماجراجو به نامهای پیررو، امیل و آنتونی میباشد که از دههی شصت میلادی با یکدیگر دوست بودهاند. آنها با وجود اختلافهایی که دارند دوباره به هم میپیوندند و راهی سفری جادهای میشوند و…
خلاصه داستان: یک لک لک احمق که در حال حمل کردن یک بچه پاندا است به اشتباه او راه در مکان اشتباهی فرود می آورد. خرس، گوزن، ببر و خرگوش او را پیدا میکنند و در یک ماجراجویی دشوار اما سرگرم کننده سعی میکنند به پاندا برای رفتن به خانه اش کمک کنند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد پسر جوانی است که در یک دنیای علمی تخیلی و مبهم زندگی می کند. او گول یک تبلیغات تجاری را می خورد و به کلینیک مرموزی می رود که قرار است با کاشت یک ایمپلنت در بدنش، او را به کمال برساند. این ایمپلنت باعث می شود که او از دست رویاهای تاریک و پیچیده خود خلاص شود اما یک سری عوارض جسمی را برای او به همراه می آورد. با این حال، او در اعمال ایمپلنت ها پافشاری می کند تا شاید به کمال برسد اما رفته رفته متوجه می شود که “خلوص ذهن” آنگونه که تصور می کرد، نیست...
خلاصه داستان: کلارا ، یک پرستار تنها که در حومه سائوپائولو زندگی میکند به عنوان پرستار بچه فرزند متولد نشده توسط آنا که زنی مرموز و ثروتمند هست استخدام می شود. این دو زن باهم پیوند دوستی محکمی برقرار می کنند، اما یک شب سرنوشت ساز همه چیز را تغییر میدهد...