خلاصه داستان: پس از اینکه دو کارگر حمل و نقل شهری متوجه میشوند که ماشین مورد علاقهشان بزودی از رده خارج میشود تصمیم میگیرند برای آخرین بار با آن سفر کنند و به عیش و نوش بپردازند...
خلاصه داستان: کینهای دیرینه و بیفایده سالهاست میان دو خانواده در یکی از روستاهای مکزیک پابرجاست. مردها نسلهاست یکدیگر را میکشند زیرا فکرمیکنند افتخار در انتقامگیری است...
خلاصه داستان: مردی قویهیکل که برای بیرون کردن افراد تهیدست از خانههایشان به مرد ثروتمندی کمک میکند، عاشقِ دختری میشود که خانهشان بزودی تخریب میشود...
خلاصه داستان: پسری که به تازگی ازدواج کرده متوجه میشود که مادرش در حال مرگ است و برادرانش مادرش را تحت فشار گذاشتهاند تا ارثیه را به آنها بدهد، بنابراین سفرِ طولانی و خطرناکی را آغاز میکند تا به وسیلهی اتوبوس به شهر برود...
خلاصه داستان: زنی جوان و متزلزل از کانون اصلاح و تربیت فرار میکند و سرپناهی را نزد خانوادهای به شدت خوب و مهربان پیدا میکند، اما به مرور زمان ناسازگاری و ناآرامی میان اعضای خانواده آن خانه را تبدیل به میدان جنگ میکند...
خلاصه داستان: «کوینتین» پس از اینکه میفهمد همسرش به او خیانت کرده او را از خانه بیرون میاندازد، در همین حین همسرش اعتراف میکند که «مارتا» نیز دختر واقعیشان نیست و او نیز دخترک را جلوی خانهی خانوادهای تهیدست رها میکند و...
خلاصه داستان: گروهی از بزهکاران نوجوان، زندگی پر از خشونت و مجرمانهای را در زاغههای مکزیکوسیتی سپری میکنند، در همین حین اخلاق «پدرو» جوان به تدریج فاسد و تباه میشود...
خلاصه داستان: خانوادهای برای درس عبرت دادن به بزرگ خاندان و جلوگیری از ولخرجی و زیادهروی او، تصمیم میگیرند که او را گول بزنند و به او میگویند که ثروت عظیمش از بین رفته است و زندگیِ فقیرانهای را در مکزیک شروع میکنند، ولی...
خلاصه داستان: پس از ناپدیدشدن اسرارآمیز مالک چاهنفت، یکی از کارگرانش به نام «جراردو» مدیریت چاهنفت را بر عهده میگیرد، اما خواهرِ مالک اصلی از آرژانتین سرمیرسد و گمان میکند که «جراردو» برای تصاحب این مقام برادرش را به قتل رسانده است...