
Pouyan.Ali
کاربر ویژه
- عضویت: ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
آخرین نظرات کاربر
۱۴۰۵-۰۷-۱۸ ۰۸:۲۴
هشدار اسپویل : [spoiler] داستان یه مقدار شبیه Highest 2 Lowest 2025 اسپایک لی هستش، که البته اون هم شبیه High and Low 1963 آکیرا کوروساوا هستش [/spoiler]
۱۴۰۵-۰۷-۱۷ ۱۸:۴۳
بابا ایولا، دمتون گرم چه سرعتی، به محض انتشار ِ زیرنویس، لینک چسبیده رو گذاشتین، ممنون.
۱۴۰۵-۰۷-۱۴ ۱۱:۳۰
پیشاپیش سپاس، بابت زحمت اینکه مشغول اصلاح زیرنویس نسخه هاردساب 1080 هستید
۱۴۰۵-۰۷-۱۱ ۱۲:۳۸
بله شما درست میگی، وقتی دوربین رو با جلیقه به فیلمبردار میبندند و با دوربین راه میره، استدیکم برای کم کردن لرزش استفاده میشه و حکم استبیلایزر رو داره، ولی هر چقدر هم لرزش رو کم کنه، باز هم معلوم هستش که دوربین روی ریل یا کرین نیست و روی دست و بدن هستش. حتی گاهی یک گیمبال هم اضافه میشه تا دستها کمتر خسته بشن و حرکت نرمتر بشه. من به عنوان بیننده، حرفهای سینما نیستم که بخوام خیلی جای استفاده از اصطلاحات رو بدونم. اینجور که شنیدم رایجه که به دوربین و جلیقه و تمام تجهیزات بسته شده میگن steadicam vest و مختصر شده به استدیکم. در هر صورت من اصل حرفم بیشتر این بود که این چه وضعش شده، دیگه به احترام بیننده دو تا ریل هم نمیذارن و چند تا حرکت دوربین شایسته نمیبینم. همین. اگر از اصطلاح یا اطلاعات غلطی برای رساندن منظورم استفاده کردم، عذر میخوام.
۱۴۰۵-۰۷-۰۸ ۰۱:۴۰
بابا یکی به این کارگردانها با یه خلاقیتی چیزی، یاد بده برای انتقال فاز بیثباتی، تنها راه استفاده از استدیکم نیستش. سرگیجه و حالت تهوع گرفتیم از بس فقط با این روش، واقعگرایی و اضطراب و بیثباتی و نزدیکی به شخصیتها رو میخوان نشون بدن و پروژه رو ارزون تمومش کنن. مگه صد سال سینما بدون استدیکم، این مفاهیم رو منتقل نمیکرد؟
۱۴۰۵-۰۶-۰۷ ۱۹:۳۳
این اثر یک سر و گردن از خروجیهای معمول نتفلیکس بالاتره. یک تریلرِ واقعی و میخکوبکننده روی صندلی. حتی مدتی نیمخیز نگه میداره، به نظرم فیلم به هدفش رسیده. قصد شاهکار بودن نداشت، صرفاً از آن فیلمهای خوبی هستش که در آینده دستکم گرفته خواهد شد. قطعاً اثری تاریک با شخصیتها و داستانی سیاه هستش که بدترین ابعاد انسانیت را حتی در میان قهرمانان داستان نشون میده، اما تماشاش فوقالعاده است. یک تریلر هوشمندانه با مضمون "گرفتن شخصیت منفی" هستش که من رو یاد آثاری مثل The Silence of the Lambs و Kiss the Girls وتریلرهای سبک کلاسیک انداخت. فیلم بیشتر به داستان و فضا تکیه داره، چون صادقانه بگم، تخیل خود آدم همیشه تصویر رو ترسناکتر از چیزی که واقعاً هست، میسازه. همزمان با پیشروی در فضایی پرتنش، خط داستانی لایه زیرین جان میگیره.اما فیلم بیش از حد رویشان توقف نمیکنه یا اغراقآمیز احساساتیشون نمیسازه. از همون صحنه نخست بیننده رو میگیره و رها نمیکنه. تعلیق به شکلی استادانه ساخته میشه و از آغاز تا پایان بهزیبایی اوج میگیره. داستان به لطف یک کارگردانی بسیار خوب اصلاً افت نمیکرد و کش نمیآمد. کارگردانی که خبری از کلکها و ترفندهای کلیشهای که این روزها فیلمسازان بیش از حد به کار میبرند در آن نیست. تیم بازیگری رابرت دنیرو، میشل موناهن، مایکل کیتون (و البته به جز آدام اسکات که هیچ فرصتی را برای اغراق و اُوراَکت کردن از دست نمیداد!) معرکه بود و هیچکدام روی دست دیگری بلند نشدن. هامیش لینکلیتر هم انتخاب بدی نبود. موناهن در True Detective در نقش همسرِ غمگین وودی هرلسونِ مست عالی بود، در Source Code به عنوان پارتنر جیک جیلنهال که در حلقه زمان گیر افتاده بود بینظیر بازی کرد، اما اینجا طوری به صحنه تسلط داره که تا به حال ندیده بودم، تونسته شانه به شانه بازیگری مثل دنیرو بایسته و کم نیاره. زمانی که دنیرو و مایکل کیتون روبهروی هم قرار میگیرند هم زیبا بود.
۱۴۰۵-۰۴-۲۸ ۱۶:۴۹
این فیلم مخاطب خاص داره. آقا، دیدین گاهی توی گالری نقاشی، یک قاب نقاشی خط خطی و اجق وجق هستش که هر چی نگاهش میکنی هیچی نمیفهمی و اصلاً موضوعش معلوم نیست و هیچی ازش سر درنمیاری؟! بعد قیمت بالایش را میبینی و ضمناً تعداد زیادی از افراد روشنفکر و هنرمند و هنردوست دورش جمع شدهاند و دارن در موردش تبادل نظر میکنند. وقتی به صحبتهاشون گوش میدی، اوضاع بدتر و پیچیدهتر میشه و بیشتر نمیفهمی. انگار از دنیای آنها جاماندهای. گاهی آثارِ هنریِ مبهم و رمزآلود، دستکم از نظر بصری چشمنوازند، هر چند که مفهومِ خودشان را راحت به مخاطب واگذار نکنند. به نظرم این فیلم شبیه اون قبیل تابلوها و آثار هنری مبهم هستش، ضمناً با ظاهری معمولی و کمتر جذاب، با این تفاوت که هنگام تماشا تا حدودی متوجه حضور و اشاراتی به رمزها و کدها میشی. یه فیلم ترسناکِ متدوال، اینجوریه که اول میترسی و شاید همزمان یا بعدش در ذهنت ادامه پیدا کنه و مفهوم هم همراهش منتقل بشه. ولی این فیلم اینجوریه که اول میبینیش البته نه با ترس آنچنانی، سپس بعد از کدگشایی و خوندن نقد و دریافتِ مفهوم به فکر کردن درباره ترسناک بودن پیامِ روانشناختیِ منتقل شدهاش ادامه میدی. خلاصه اینکه مثلاً من اگه بدونم فیلمی اینجوری مبهم یا حتی با پایان باز هستش، خوب به جاش میرم یه فیلم از دیوید لینچ رو دوباره پلی میکنم و نون و ماستم رو میخورم.