دانلود بدون محدودیت با خرید اشتراک ویژه

دانلود با بالاترین سرعت را تجربه کنید!

دانلود فیلم Mr. K 2024


  • میزان آراء: 2868 نفر

خلاصه داستان: پس از گذراندن شب در یک هتل دورافتاده، آقای K در کابوسی خفقان‌آور گرفتار می‌شود، وقتی که متوجه می‌شود نمی‌تواند از ساختمان خارج شود.

-
نمره منتقدین

از 100

R
رده سنی

توضیحات

دوبله فارسی فیلم آقای کی

بزودی...

فیلم و سریال های پیشنهادی

نظرات کاربران

۳ دیدگاه
۳گفت‌وگو۰پاسخپرطرفدارترین
۳نفر
  1. uniqueshop4587@gmail.com

    هشدار اسپویل
    لطفا بعد تماشای فیلم این متنو بخونید قبل تماشا به هیچ وجه نخونیدش و این پایان رو براش تصور کنید چون پایانش خیلی گنگ بود اینم برداشت من : آقای کی، پس از روزها (یا شاید سال‌ها) سرگردانی، به نقطه‌ی استیصال مطلق رسیده است. او دوباره خود را در همان سالن تئاتر قدیمی و غبارگرفته هتل می‌یابد که در ابتدای ورودش در آنجا اجرا کرده بود. این بار اما سالن خالی نیست. تمام ساکنان و کارکنان عجیب هتل، از مدیر مرموز گرفته تا خدمتکار پیر و مهمانان بی‌نام، روی صندلی‌ها نشسته‌اند و در سکوت به او زل زده‌اند. آنها تماشاچیان آخرین پرده‌ی نمایش او هستند.

    روی صحنه، تنها یک وسیله قرار دارد: جعبه‌ی معروف تردستی‌اش که برای اجرای «نصف کردن انسان» از آن استفاده می‌کرد. اما این جعبه، کهنه و فرسوده به نظر می‌رسد، گویی سال‌هاست بخشی از دکور صحنه بوده.

    مدیر هتل از جایش برمی‌خیزد و با یک حرکت دست، به جعبه اشاره می‌کند. هیچ کلامی رد و بدل نمی‌شود، اما پیام واضح است: "بزرگترین تردستی خود را اجرا کن. بزرگترین فرار تاریخ را به نمایش بگذار."

    آقای کی برای اولین بار در طول فیلم لبخند می‌زند. لبخندی تلخ و سرشار از درکی ناگهانی. او می‌فهمد که هتل یک زندان با دیوارهای آجری نیست، بلکه یک مفهوم است. یک تله‌ی ذهنی. و تنها راه "فرار" از آن، پذیرفتن منطق خود هتل و اجرای نهایی است. او باید به چیزی تبدیل شود که همیشه ادعایش را داشت: یک استاد واقعی توهم و ناپدید شدن.

    با قدم‌هایی استوار به روی صحنه می‌رود. به تماشاچیان خاموش خود تعظیم می‌کند. سپس، با آرامش کامل، وارد جعبه‌ی جادویی می‌شود و در را از داخل روی خودش می‌بندد.

    سکوت سنگینی سالن را فرا می‌گیرد. لحظاتی می‌گذرد.

    سپس، اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد.

    به جای اینکه دستیاری بیاید و جعبه را اره کند، خود جعبه شروع به لرزیدن می‌کند. گرد و غبار از روی آن بلند می‌شود و چوب‌هایش به آرامی در هم فرو می‌روند و تغییر شکل می‌دهند. جعبه کوچک و کوچک‌تر می‌شود، تا جایی که به اندازه‌ی یک چمدان معمولی درمی‌آید. همان چمدان کهنه‌ای که آقای کی در ابتدای فیلم با خود به هتل آورده بود.

    دوربین به آرامی عقب می‌کشد. حالا می‌بینیم که یکی از کارکنان جدید هتل (با یونیفرمی تمیز و مرتب) جلو می‌آید، چمدان را از روی صحنه برمی‌دارد و آن را به سمت اتاق بایگانی هتل می‌برد. او چمدان را در قفسه‌ای می‌گذارد که پر از چمدان‌های مشابه دیگر است. روی هر چمدان، یک پلاک فلزی کوچک دیده می‌شود: "شعبده‌باز"، "نویسنده"، "موسیقیدان"، "نقاش"...

    نمای آخر:

    در لابی هتل، مدیر پشت میز پذیرش ایستاده است. زنگ در به صدا درمی‌آید و یک مسافر جدید وارد می‌شود؛ زنی با یک ویولن‌سل بر پشتش. مدیر با همان لبخند بی‌روح همیشگی کلیدی را به او می‌دهد و می‌گوید:
    "به هتل ما خوش آمدید. امیدوارم اقامت خوبی داشته باشید. ما همیشه از هنرمندان استقبال می‌کنیم."

    زن لبخند می‌زند و به سمت آسانسور می‌رود، بی‌خبر از آنکه او نیز قدم در آخرین صحنه‌ی نمایش زندگی خود گذاشته است. هتل، این شکارچی هویت، طعمه‌ی جدیدش را پیدا کرده بود. آقای کی فرار نکرد، بلکه جذب شد. او به ماهیت هتل پی برد و با اجرای نهایی‌اش، برای همیشه به بخشی از کلکسیون آن تبدیل گشت.

        کانال تلگرام