خلاصه داستان: پس از از دست دادن فرزندش، «استاد قدرات» باید با آزمونی دشوارتر روبهرو شود. این بار شیطان همسرش «عزیزه» را هدف گرفته تا ایمان قدرات را در هم بشکند و او را وادار کند در برابر شیطان سر فرود آورد و از خدا روی برگرداند.
خلاصه داستان: مردی که بهتازگی ترک اعتیاد کرده است، در شب کریسمس با یک اورژانس دندانپزشکی روبهرو میشود؛ رخدادی که او را به رابطهای عاشقانه و غیرمنتظره با دندانپزشک مسنترش میکشاند، در حالی که هر دو در کنار هم به کشف شهر بالتیمور میپردازند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۸، آلما ریچاردز، دانشآموز کلاس هشتم، مدرسه را ترک میکند تا بهعنوان کارگر مزرعه مشغول به کار شود. اما دیداری اتفاقی با یک استاد او را برمیانگیزد تا تحصیلش را از سر بگیرد؛ مسیری که سرانجام او را به رقابت در رشته پرش ارتفاع در المپیک استکهلم و کسب مدال طلا میرساند.
خلاصه داستان: «مانتیس»، یک آدمکش زبده، پس از مدتی دوری دوباره به دنیای قاتلان قراردادی بازمیگردد و با دوست و شاگرد سابقش «جه-یی» و همچنین «دوک-گو»، قاتل افسانهای بازنشستهای که اکنون اداره سازمان را بر عهده دارد، روبهرو میشود.
خلاصه داستان: هیرانیاکاشیَپ، دیوی که در پی انتقام از ویشنو است، خود را خدایی میخواند. اما پسرش پرهلاد همچنان وفادار به ویشنو باقی میماند. سرانجام ویشنو در هیئت نرسیمها (نیمهانسان، نیمهشیر) تجلی مییابد تا دیو را شکست دهد و تعادل را به جهان بازگرداند.
خلاصه داستان: علی پس از مرگ مادرش در شرایطی پر از ابهام، گرفتار گردابی از احساس گناه و خشم میشود. او برای یافتن آرامش به سراغ باغبانی خاموش و مرموز میرود تا انتقامش را به دست او بگیرد، اما هرچه پیشتر میرود، بیشتر در تاریکی رازهای خانوادگی و درگیریهای درونی خود غرق میشود. داستان لایهبهلایه پیش میرود و تماشاگر را میان واقعیت و توهم، انتقام و رهایی سرگردان میگذارد.
خلاصه داستان: برای بازپسگیری حرفهاش، سامانتا لیک، بازیگری که زمانی محبوب بود، جذب دنیای پرزرقوبرق زوئی شَنون، غول صنعت سلامت و تندرستی، میشود ــ اما خیلی زود حقیقتی هیولایی را در پسِ این ظاهر بینقص آشکار میکند.
خلاصه داستان: امبار، مادری جوان است که پس از ناپدید شدن مرموز همسرش، ناچار میشود در معدن شن کار کند. اما آنچه با آن روبهرو میشود تنها سختیهای زندگی نیست، بلکه وحشتهای ناملموسی است که زخمها و آسیبهای کهنه را دوباره زنده میکنند.
خلاصه داستان: پدر خانوادهای در حومه شهر به نام هاچ مانسل، که در گذشته یک قاتل حرفهای بوده، پس از جلوگیری از یک حمله به خانهاش، دوباره به دنیای خشونتآمیز گذشتهاش کشیده میشود. این اتفاق زنجیرهای از رویدادها را رقم میزند که رازهایی تاریک از گذشتهی همسرش بکا و خودش را فاش میکند.