خلاصه داستان: دنبالهٔ فیلم موفق «کفش مانیتو». آباهاتچی و رنجر در تلهای که یک باند خلافکار برایشان پهن کرده گرفتار میشوند، اما توسط دیمیتری یونانی و کارمند جدیدش، مری، نجات پیدا میکنند. با این حال، این نجات پرده از نقشهای بزرگتر برمیدارد و قهرمانان ما را وارد ماجراجویی کاملاً تازهای میکند.
خلاصه داستان: یک پلیس بازنشسته که در دوران خدمتش نتوانسته عدالت را برقرار کند، پس از کشته شدن بهترین دوستش تصمیم میگیرد شخصاً دست به انتقام بزند و اجرای عدالت را به دست خود بگیرد.
خلاصه داستان: چاندرا، زن گاتیک مرموزی از سوئد، به بنگلور میآید و درگیر نبردی خونین با یک شبکه قاچاق اعضا و پلیسی فاسد میشود؛ جایی که هویت واقعیاش بهعنوان خونآشام افسانهای «کلیانکاتو نیلی» برملا شده و سرنوشتش با دنیای ابرقدرتها گره میخورد.
خلاصه داستان: داستان کارگردان حرفهای است که در تلاش برای ساخت فیلم مهم خود از بازیگری که خودش روزگاری او را در سینما مطرح کرده استفاده میکند، اما رقابتی بین او، بازیگر اصلی و یک تازهوارد، شکل میگیرد و ...
خلاصه داستان: در دوران سلسله Nguyễn، کارآگاه کیئن در یک روستای دورافتاده ویتنام، جسد بیسری را پیدا میکند و تحقیقات خود را آغاز میکند. با پدیدار شدن عناصر ماورایی، او با پیچیدگیهای دلهرهآوری در این معمای قرن نوزدهمی روبرو میشود.
خلاصه داستان: سربازان اوکراینی یک پناهگاه تحقیقاتی مخفیِ دوران شوروی را پیدا میکنند؛ جایی که روی انسانها آزمایش انجام میشده است. آنها خیلی زود متوجه میشوند که این تأسیسات رها نشده بلکه پر از مردگان متحرک است.
خلاصه داستان: در حادثهای غیرمنتظره، یک دانشآموز دبیرستانی ضعیف و کمبنیه به نام دونگ-هیون، از بالای ساختمان بر روی رهبر یک باند تبهکار سقوط میکند و پس از به هوش آمدن در بیمارستان، متوجه میشود که بدنش با او عوض شدهاست و...
خلاصه داستان: داستان دربارهی کلر است که برای کریسمس برنامهریزی ویژهای دارد، اما خانوادهاش او را فراموش میکنند. وقتی متوجه میشوند که او گم شده، تعطیلاتشان به خطر میافتد تا اینکه کلر برمیگردد و جشنی را که شایستهاش هستند، برایشان به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: یک روانکاو پس از یک تصادف رانندگی به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود و مأموریت مییابد تا به یک مأمور پلیس که از خیانت همسرش بهشدت آسیب روحی دیده، حمایت درمانی ارائه دهد. این دو در کنار هم با خطراتی غیرقابلتصور روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: در مارس ۱۹۲۰، سه کودک در میان کولاکی سهمگین و سفیدپوش گم میشوند. طی ۲۵ ساعت آینده، آنها باید برای زنده ماندن با سرما و شرایط مرگبار بجنگند، در حالی که پدرشان جستوجویی ناامیدانه را آغاز میکند تا پیش از آنکه خیلی دیر شود، آنها را پیدا کند.