خلاصه داستان: در روزهای پایانی قرن نوزدهم و در فصل زمستان، شهر سنپترزبورگ به یک سرزمین افسانهای تبدیل میشود و رودخانهها و دریاچههای یخزده تبدیل به محلی برای اسکیتسواران میشوند. در این میان یک اسکیتسوار فقیر و یتیم به نام «ماتو» پس از اخراج شدن از نانوایی، به گروهی از جیببرها میپیوندد.
خلاصه داستان: یک پدر در حین اینکه با گذشتهی تلخ خود مواجه است، با مسائل مربوط به بورس و سهام دست و پنجه نرم میکند، خود را در مقابل بهترین دوستش و عشق زندگیاش میبیند.
خلاصه داستان: کایل اسنودن، پدر مجرد و تفنگدار بازنشستهی نیروی دریایی، در حین کارش که مراقبت از کودکان است، به همراه چند نفر در فروشگاه ناپدریاش گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: وقتی کهنه سرباز نویسنده طنز، چارلی برنز، با خواننده خیابانی نیویورکی، اما پِیج آشنا میشود، دوستی عجیب و خندهداری بینشان شکل میگیرد که تفاوت نسلها را کنار میزند و شکل جدیدی از عشق و اعتماد را ایجاد میکند.
خلاصه داستان: مستندی در رابطه با هشتمین شهر بزرگ ایالت کالیفرنیا یعنی اوکلند که جرم و جنایت در آن رو به افزایش است و سیستم بهداشت و درمان با مشکل روبهرو است. همچنین مدارس دولتی به دلیل مجهز نبودن قادر به پرورش درست جوانان نیستند.
خلاصه داستان: قاتلی ملقب به هالیدی همچنان خانواده جنایتکار فالکون را تحت تعقیب خود قرار میدهد و این در حالی است که میزان مجرمان در شهر گاتهام رو به افزایش است. اما در این راستا، بتمن از قاتل بودن متحد سابق خود، مطمئن نیست و...
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام «هنری»، که دچار آگورافوبیا یا ترس از مکانهای شلوغ است، به همراه یک یوتیوبر سختکوش و پرتلاش به نام «اریک»، در یک خانه زندگی میکنند، آنها پس از هک کردن وبکم یک زن جوان، درمییابند که او ممکن است یک قاتل سریالی باشد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به همراه بهترین دوستش تعطیلات زمستانی را در یک کلبهی دورافتاده سپری میکنند، او پس از مدتی در مییابد که بهترین دوستش خونِ او را میرباید.