خلاصه داستان: یک فیلمساز با زنی فلسطینی به نام فاطمه در غزه ارتباط برقرار میکند؛ زنی که زندگی روزمره زیر بمباران را مستند میسازد. بیش از ۲۰۰ روز گفتوگو و تبادل دیجیتالی میان آنها شکل میگیرد، اما پس از کشته شدن فاطمه در حملهای اسرائیلی در ۱۶ آوریل ۲۰۲۵، معنای این ارتباط و روایتها دگرگون میشود.
خلاصه داستان: در روستای رانگکاسپونا، همهچیز عادی به نظر نمیرسد؛ این روستا بهعنوان مکانی مرموز شناخته میشود که در آن بهطور مخفیانه سقط جنینهای غیرقانونی انجام میگیرد.
خلاصه داستان: جنگجویی افسانهای از دلِ یک زندگی ساده قد علم میکند تا در برابر نیروهای قدرتمندی که سرزمینش را تهدید میکنند بایستد؛ جایی که پیشگوییهای کهن و پیوندهای خانوادگی، مسیر سرنوشتش را رقم میزنند.
خلاصه داستان: این فیلم زندگی نامه رئیس جمهور سابق ایالات متحده «جورج دبلیو بوش» را به تصویر می کشد، که از اولین روز های او در کالج آغاز شده و تا انتهای دوره ریاست جمهوری او ادامه دارد...
خلاصه داستان: یک شخص ثروتمند پیش از مرگش، مجموعه وظایف مشخصی را برای نوهاش تعیین میکند تا درصورتیکه او همه آنها را انجام دهد، یک هدیه بزرگ را دریافت کند و...
خلاصه داستان: در این داستان، یک سرآشپز جاهطلب اهل آفریقای جنوبی برای حفظ ویزای خود و دنبال کردن رؤیاهای آشپزیاش، نقشه میکشد تا با همکار آرام و بیدغدغهاش ازدواج کند. اما رابطهٔ ساختگی آنها بهتدریج پیچیده میشود و او را میان فریبکاری و صادقبودن با احساسات واقعیاش قرار میدهد.
خلاصه داستان: لی جونگ هوان، مربی حیوانات سرسخت، زندگی روزمرهای آشفته با دختر نوجوان یاغیاش، لی سو آ، که سرشار از شور و شوق رقص است، میگذراند. روزی سو آ به ویروس زامبیای آلوده میشود که سراسر جهان را فرا گرفته است.
خلاصه داستان: در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ ۶۴ ساله «بیرگر اریکسن» فرماندهی دژ «اسکارسبورگ» را بر عهده دارد؛ یک نقطهٔ راهبردی و حیاتی که تمام کشتیها برای رسیدن به شهر اسلو ناچارند از آن عبور کنند.
خلاصه داستان: توگاشی، دوندهای بااستعداد، در مسابقات ۱۰۰ متر همیشه بیرقیب است تا اینکه دانشآموز تازهواردی به نام کومیا وارد مدرسه میشود. حضور او توگاشی را وادار میکند تمریناتش را جدیتر و سختتر دنبال کند. سالها بعد، این دو بهعنوان رقیبانی جدی دوباره در پیست دوومیدانی روبهروی هم قرار میگیرند.
خلاصه داستان: یک سارق بانک که بهتازگی از زندان آزاد شده، باید حافظه آسیبدیده و سرکوبشده برادرِ دچارِ ترومای خود را بازیابی کند تا بتواند پولهای دزدیدهشده را پیدا کند.
خلاصه داستان: با فروپاشی آرامش یک شهر کوچک در شرق تگزاس، مجموعهای از قتلها به شواهدی عجیب درباره موجودی افسانهای اشاره میکند. کلانتر شهر که یک کهنهسرباز جنگ است، بههمراه تیمش باید در میان شبکهای از فریبکاری که بهوسیله پول، قدرت و طمع تنیده شده حرکت کند تا شاید بتواند جان مردم شهر ترینیتی را نجات دهد.
خلاصه داستان: پس از آنکه کلارا بهدلیل بحران سلامت روان ۷۶ روز را در خانه قرنطینه و دور از اجتماع سپری میکند، تنها کاری که انجام میدهد گوش دادن به برنامه رادیویی محبوبش است. در این انزوا، او کمکم با خود فکر میکند آیا ممکن است آدم عاشق کسی شود که فقط صدایش را از رادیو شنیده، اما هرگز او را از نزدیک ندیده است؟