خلاصه داستان: هنگامی که بیمه هزینههای پیوند قلب پسر «جان کوینسی آرچیبالد» را تقبل نمیکند، او اعضای یکی از اتاقهای اورژانس بیمارستان را گروگان میگیرد.
خلاصه داستان: «تریسی» نوجوانی چاق و دارای اضافهوزن است که تبدیل به یک سوپراستار تلویزیونی میشود، اما زمانیکه قربانی تبعیض نژادی میشود تصمیم میگیرد در مقابل این تبعیض ایستادگی کند.
خلاصه داستان: یک مددکار اجتماعی برای نجات یک دختر از دستان پدر و مادرش بداخلاق و بدزبانش دست به هر کاری میزند، اما متوجه میشود که وضعیت خطرناکتر از آن چیزی است که تصور میکرده است.
خلاصه داستان: «دامین» و «لیتو»، به منطقهی سیزده فرستاده میشوند تا قبل از اقدام جدی سرویس مخفی دولتی علیه این منطقهی آشفته که توسط پنج رئیس یک باند خطرناک کنترل میشود، در این منطقه صلح ایجاد کنند.
خلاصه داستان: «امیلی» و مادرش بعد از ازدستدادن پدرش به تنهایی زندگی میکنند، او در تلاش است تا حال مادرش را خوب کند و در مورد پدری که هیچ شناختی از او ندارد اطلاعاتی به دست بیاورد، زمانی که «امیلی» یک صندوقچه اسرارآمیز پیدا میکند اتفاقات عجیبی رخ میدهند.
خلاصه داستان: در جریان این اثر، «دیوید لینچ» دو داستان کاملا مجزا اما به نوعی مرتبط را به تصویر میکشد. اولین داستان پیرامون یک موزیسین سبک جز جریان دارد که متوجه رابطه عاشقانه همسرش با شخص دیگری شده و داستان دوم، روی یک مکانیک جوان متمرکز است که پس از ملاقات با معشوقه یک گنگستر، وارد یک سری ماجراهای عجیب میشود و...
خلاصه داستان: هنگامیکه رئیس جمهور «گرانت» متوجه میشود که یک مخترع شیطانی به نام «آرلیس لاولس» در حال برنامه ریزی برای کشتن وی است، رئیس جمهور به یک قهرمان دوره جنگ داخلی به نام «جیمز وست» و یکی از نیروهای ارتش آمریکا به نام «آرتمیوس گوردون» دستور میدهد تا مانع از وقوع چنین اتفاقاتی شوند اما...