خلاصه داستان: یک زن جوان و آرمانگرا تلاش میکند تا بین خانواده و کارش تعادل ایجاد کند. این کمدی، داستان آدمهایی است که دوستشان داریم و چگونگی کنار آمدن با آنها.
خلاصه داستان: تافیتی، یک میرکات جوان، در ابتدا دوستی با «بریستلز» ـ یک گراز بوتهای ـ را نمیپذیرد. اما وقتی پدربزرگش توسط یک مار گزیده میشود، تافیتی برای یافتن گلی که درمان اوست راهی سفری خطرناک میشود. بریستلز نیز همراه میشود تا ثابت کند که ماجراجوییها همیشه در کنار دوستان بهتر هستند.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ دو دوست صمیمی به نامهای مدی و تریش است که بهطور ناخواسته در یک تالاب دورافتاده گرفتار میشوند؛ جایی که یک نهنگ قاتل بسیار خطرناک به نام سِتو در آن پرسه میزند و جان آنها را تهدید میکند.
خلاصه داستان: سه دوست قدیمی اهل بروکلین در دل تغییرات سریع و گسترده شهر محبوبشان، با چالشهای کار، عشق، فقدان و دوستی روبهرو میشوند و مسیر زندگی خود را بازتعریف میکنند.
خلاصه داستان: یک تیم جوان هاکی با عنوان تیمی دستکمگرفتهشده وارد المپیک ۱۹۸۰ میشود و در نهایت به قهرمانانی ملی تبدیل میگردد. این شگفتی تاریخی با تصاویر تازه و روایتهای دستاول اعضای تیم بازگو میشود.
خلاصه داستان: مردی بیهدف و سرگردان، زمانی که یک موتورسوار مرموز و غیرقابلباور خوشچهره او را بهعنوان مطیع خود میپذیرد، ناگهان وارد مسیری تازه و پرهیجان میشود.
خلاصه داستان: داستان چهار دوست جوان که قصد دارند به مسافرت خارجی بروند اما موانعی پیش میآید. سالها بعد دوباره به یکدیگر میرسند و حالا میخواهند مسافرت عقب افتاده را انجام دهند.
خلاصه داستان: چند دوست که در بحران میانسالی به سر میبرند، تصمیم میگیرند فیلم محبوب دوران جوانیشان را بازسازی کنند، اما در دل جنگل با اتفاقات غیرمنتظرهای روبرو میشوند.
خلاصه داستان: گابریل و ادریس که از دوران کودکی با هم دوست بودهاند، مسیرهای متفاوتی را در زندگی انتخاب کردهاند؛ گابریل به بازرس پلیس تبدیل شده و ادریس به دنیای جرم و جنایت سازمانیافته کشیده شده است. سرنوشت بار دیگر آنها را کنار هم قرار میدهد، زمانی که عشق نخست دوران جوانیشان در یک تصادف جادهای مشکوک درگیر میشود.
خلاصه داستان: برای نجات آخرینبارهٔ ازدواج در حال فروپاشیاش، یک بازیگر در تعطیلات آخرهفتهٔ رمانتیکشان، یک حمله و ورود ساختگی به خانه را صحنهسازی میکند.