خلاصه داستان: والتر مسئول بخش تصاویر یک نشریه است. وی فردی کمرو و ترسو است که به تازگی نگاتیوی را گم کرده و این موضوع باعث باز شدن پای او به اتفاقاتی می شود که...
خلاصه داستان: شاهزاده خانم آن (آدری هپبورن) که براى تعطیلات به رم سفر کرده است از زندگى مبادى آداب و خشک دربارى خسته شده است. او شبى به تنهایى در شهر به گردش می رود و با خبرنگارى آمریکایى به نام جو (گریگوری پک) آشنا میشود و…
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش، «سم بالدوین» همراه با پسرش «جونا» راهی سیاتل میشود و هنگامی که «جونا» از طریق یک برنامه رادیویی به دنبال همسری مناسب برای پدرش میگردد، «سم» شخصا روی خط میآید و...
خلاصه داستان: سال ۲۱۵۴، انسان های ثروتمند روی یک ایستگاه فضایی زندگی کامل و بی نقصی را تجربه می کنند. در حالی که بقیه مردم روی کره زمین که ویرانه ای از آن باقی مانده، هستند. در این احوال مردی بنام «مکس» (مت دیمون) ماموریتی را آغاز می کند که ممکن است برابری را میان تمام انسان ها برقرار کند...
خلاصه داستان: زنی با موهای مشکی در جادهای از تصادف ماشین جان سالم بدر میبرد و دچار فراموشی میشود. او در خانهای در جادهی مالهالند لسآنجلس پنهان میشود. «بتی» از اونتاریوی کانادا برای بازیگر شدن به خانهی عمهاش در لسآنجلس میاید و به زن مو مشکی بر میخورد و او را در پیدا کردن هویتش کمک میکند. تا جایی که این دو به باشگاهی موسوم به “باشگاه سکوت” میروند و در آنجاست که میفهمند هیچ چیز آنگونه که بنظر میرسد نیست...
خلاصه داستان: یک مامور زمان، به عنوان آخرین ماموریت دوران شغلی خود، باید یک بمبگذار را پیدا کرده و از اجرای برنامهی او جلوگیری کند. او در همین راستا، 5 سال به عقب برگشته و با فردی آشنا میشود که بی ارتباط با ماموریتش نیست.
خلاصه داستان: سامانتا آندروز دانشجوی موسیقی آمریکایی و دانش آموخته کالج دانشگاهی لندن می باشد. او شخصی عجول و بی دست و پا است که عاشق شخصی بنام لن ویندام می باشد. بر خلاف سامانتا، لن فردی خونسرد بوده که تمام وقت خود را صرف مشغله های کاری اش می نماید و کمتر توجهی به سامانتا دارد. با این حال سامانتا از این کم توجهی دلسرد نشده و در صدد تحکیم رابطه شان می باشد. روزی لن خوابی می بیند که بر اساس آن سامانتا به زودی در معرض خطر مرگ قرار می گیرد و...
خلاصه داستان: «مایک» (فینیکس)، پسری جوان و تنها است که دنبال مادریش می گردد. او با «اسکات» (ریوز)، پسر متمرد شهردار پورتلند آشنا می شود و آن دو ماجراجویی های مشترکی را با هم تجربه می کنند...
خلاصه داستان: منهتن. روزی «الیزابت» (بیسینگر) که در گالری سوهو کار می کند، به طور اتفاقی با مرد مرموزی به نام «جان» (رورک) در یک خوار بار فروشی آشتا می شود. در ملاقات بعدی، «جان» پیشنهاد دوستی می دهد. «الیزابت» قبول می کند و از این پس «جان» کنتزل اوضاع را در دست می گیرد...
خلاصه داستان: یک آشپز و یک دانشمند عاشق یکدیگر می شوند اما یک بیماری همه گیر که باعث از کار افتادگی حواس ادراکی انسان می شود، رابطه ی آن ها را به چالش می کشد.
خلاصه داستان: یکی از بازماندگان اردوگاه کار اجباری (نینا هاوس) که صورتش زخمی و بدشکل شده، پس از عمل جراحی صورت، دیگر قابل شناسایی نیست. او پس از جنگ برلین به دنبال شوهرش می گردد، کسی که ممکن است به نفع نازی ها، به همسرش خیانت کرده باشد.