خلاصه داستان: افسر پلیس «چی فنگ» برای تحقیق درباره ناپدید شدن زنان جوان بهصورت مخفیانه وارد روستایی دورافتاده میشود. او بهتدریج با شبکهای بزرگ از قاچاق انسان روبهرو میشود که سالها در سایه ترس و فساد فعالیت کرده است....
خلاصه داستان: داستان جوانی معلول را روایت میکند که با وجود معلولیت، برای اثبات خود به عنوان پلیس مخفی وارد باند حرفهای دزدان قطار میشود و در دنیای خطرناک جنایت دهه ۱۹۹۰ چین مبارزه میکند.
خلاصه داستان: داستان شخصی به نام دالی است که قبلا زندانی بوده و حالا آرزو دارد برای اولین بار دخترش را ملاقات کند، اما وقتی حمله پلیس برای پیدا کردن مواد مخدر، شانس او برای این دیدار را از بین میبرد، او وارد شبی مرگبار میشود که شجاعتش را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: تووا، بیوهای سالخورده، از طریق پیوندهای غیرمنتظرهای که در شیفتهای شبانهی یک آکواریوم محلی شکل میگیرد، به کشفی سرنوشتساز میرسد؛ کشفی که شاید بار دیگر شادی و شگفتی را به زندگیاش بازگرداند.
خلاصه داستان: یک سال پس از سکونت در قبیله متکاینا، خانواده جیک و نیتیری با غم و اندوه مرگ نتیم دست و پنجه نرم میکنند. در نهایت، آنها با قبیلهای جدید و تهاجمی از ناویها به نام مردم خاکستر روبرو میشوند، قبیلهای که توسط رهبر آتشینمزاجش، وارانگ، هدایت میشود و با دشمن جیک، کواریتچ، متحد شده است و ...
خلاصه داستان: وقتی موجودی هیولایی از یک کوه یخی در حال ذوب فرار میکند، یک نهنگ گوژپشت نوجوان که به خودش اعتماد ندارد، باید بر ترسهایش غلبه کند و همراه دوستانش به تاریکترین اعماق اقیانوس شیرجه بزند تا آواز اسرارآمیزی را پیدا کند که میتواند اقیانوسها را از نابودی نجات دهد.
خلاصه داستان: مردی بیکار به نام سوزوکی، پس از خراب کردن یک دستگاه فروش خودکار نوشیدنی، توسط پلیس دستگیر میشود. وقتی او انفجار دو بمب را پیشبینی کرده و ادعا میکند که بمبهای بیشتری هم در کار است، پلیس او را به عنوان یک مظنون تروریستی تحت بازجویی قرار میدهد. با این حال، سوزوکی ابتدا ادعا میکند که از طریق روشنبینی از وجود بمبها باخبر شده و سپس میگوید که هیپنوتیزم شده تا همه چیز را فراموش کند. او با طرح معماهایی سرنخهایی درباره بمبها میدهد و همزمان بازجوهایش، به خصوص کارآگاه ارشد کیومیا و همکار جوانش رویکه، را به ستوه میآورد. به نظر میرسد این ماجرا به پلیسی بدنام به نام هاسبه مرتبط است که چند سال پیش پس از یک رسوایی خودکشی کرده است. اما آیا سوزوکی واقعاً عامل این بمبگذاریها است یا نه؟
خلاصه داستان: الی با عارضهای نگرانکننده روبهرو است که حافظهاش را مرتباً از نو تنظیم میکند؛ بهطوریکه دیگر نمیتواند همسر و دخترش را به یاد بیاورد یا آنها را بشناسد. هر بار که حافظهاش پاک میشود، دچار سردرگمی و آشفتگی میشود و در عین حال، خاطراتی وهمآلود از زندگیای ناشناس و ناآشنا ذهنش را تسخیر میکنند.