خلاصه داستان: یک سروان آتشنشان کالب هولت (کرک کامرون) در تمام عمر از این شعار آتشنشانها پیروی کرده است (هرگز همکارت را پشت سر رها نکن) و حالا پس از 7 سال زندگی مشترک قصد رها کردن همسر خود را دارد…
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد یک دانشجوی آمریکایی است که به ایتالیا سفر می کند تا مراسم جن گیری را فراگیرد. اما او پس از آشنایی با کشیشی خود را در مواجهه با جن و جن گیری می بیند و…
خلاصه داستان: داستان فیلم آینده ای نه چندان دور را روایت می کند. آینده ای تاریک که در آن آب به مهمترین منبع در زمین تبدیل شده و به ندرت یافت می شود. همه جای جهان را بیابان فرا گرفته است و هرکسی حاضر است به خاطر جرعه ای آب دیگری را به قتل برساند. شخصیت اصلی بازی یعنی “ارنست هولم” به همراه کودکان خود “جرم” و “مری” در این دنیای وحشی در مزرعه ای زندگی میکند و وظیفه دارد ضمن تامین آب خانواده ی خود از آنها محافظت کند…
خلاصه داستان: یک جنایتکار حرفه ای که دائما در حال تغییر چهره است با کم آب کردن بدن انسان ها می خواهد جلوی رشد انسان ها را بگیرد و روال طبیعی زمین را بر هم بزند…
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ی مرد خشمگین است که به عنوان یک دانش آموز در دبیرستان تحصیل می کند ولی از آن جا بیرون انداخته می شود و به جایی دیگر فرستاده می شود…
خلاصه داستان: «سرهنگ جک اونیل» (راسل) فرماندهی یک تیم داوطلب را برای رد شدن از یک حلقه (به شکل یک دروازه ی ستاره ای در کهکشان) و گذر در تونل زمان به عهده می گیرد. خیلی زود گروه به صحرایی در سیاره ای دیگر منتقل می شوند. صحرانشیان که شبیه مردم مصر باستان هستند سرکرده ای دارند که زندگی جاودان دارد و جسمش به طور مداوم تازه و باطراوت می شود…
خلاصه داستان: پس از شکست دادن قهرمانانه ملکه و پادشاه برفی، “گردا” همچنان نمی تواند به آرامش دست یابد. آرزوی او پیدا کردن والدینش است. بنابراین او بهمراه دوستانش عازم سفری ماجراجویانه برای پیدا کردن پدر و مادرش میشود و در این راه با چالش های هیجان انگیزی روبرو می شوند…
خلاصه داستان: پسر یازدهساله ای که با معلولیتش دست و پنجه نرم میکند، اسبی پیدا میکند. اسب، کرّه ای تکشاخ به دنیا میآورد و پسربچه باید از آن مراقبت کند.