خلاصه داستان: جنگ جهانی دوم. «بن» (بیچ) و «چارلی» (ویلی)، دو سرخ پوست ناواهو به نیروی دریایی می پیوندند تا «رمزگویان پیام های سر بسته» باشند و بتوانند رمزهای نظامی جدید امریکایی را – که بر اساس زبان سرخ پوست های ناواهو طراحی شده – ترجمه کنند. «جو اندرس» (کیج) و «پیت آندرسن» (اسلیتر) نیز مأمور محافظت از «بن» و «چارلی» می شوند .
خلاصه داستان: سال 1997 با رشد چهارصد درصدی جرایم، منهتن به صورت زندانی سخت و محافظت شده درآمده است. وقتی رئیس جمهور امریکا در راه سفر برای شرکت در یک کنفرانس مهم سران، ربوده می شود، اسنیک پلیسکن، قهرمان سابق جنگ و محکوم فعلی به اجبار با تزریق سم و در ازای دادن پادزهر به او مسئول نجات رییس جمهور میشود اما…
خلاصه داستان: یک ویروس اصلاح شده برای درمان سرطان، در بین انسانها پخش شده و برخلاف انتظار، تقریبا تمام نسل بشر را از بین برده است. دکتر رابرت نویل تنها انسان باقی مانده در نیویورک، و شاید هم تمام دنیا است. به مدت سه سال، نویل هر روز پیغام های رادیویی را ارسال می کند به امید بازمانده های دیگری را هم پیدا کند. اما او تنها نیست. بعضی از مبتلایان به ویروس هنوز نمرده اند، و به دور از نور خورشید، در تاریکی زندگی می کنند و تمام اعمال نویل را زیر نظر دارند، و تنها منتظر یک اشتباه از جانب او هستند، اشتباهی که می تواند به قیمت جانش تمام شود.
خلاصه داستان: فنگ که بخاطر قتل مردی در مبارزات خیابانی پس از 8 سال از زندان آزاد شده ناخواسته درگیر ماجرای گروهی می گرددکه قصد دارند زمین یک یتیم خانه را به زور بدست آورند فنگ که به سلطان مبارز خیابانی مشهور است قصد ندارد دوباره مبارزه کند و …
خلاصه داستان: جیمز ادواردز، پلیس نیویورکی، سر و شکلی ورزشکارانه و رفتاری بی توجه و سبک سرانه نسبت به اجرای قانون دارد. یک شب، پس از تعقیب بزه کار مرموزی که یک موجود ماورای زمینی از آب در می آید، کی یکی از مأموران کهنه کار سازمانی دولتی که سال هاست مخفیانه رفت و آمد موجودات فضایی را زیر نظر دارد، او را به هم کاری دعوت می کند…
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه با محوریت شخصیت اصلی کارتون گربه چکمه پوش ماجرای سه بچه گربه که زاده ی گربه ی قهرمان داستان می باشند را روایت می کند و…
خلاصه داستان: نگاهی به زندگی خواننده مشهور فرانسوی، ادیت پیاف. مادرش در کافهها میخواند و پدرش یک آکروبات است که در سیرک کار می کند. مادرش در کودکی او را رها می کند و ادیت نزد مادربزرگ پدری خود بزرگ می شود. در سن 20 سالگی، یک کاباره دار در پاریس او را که تا قبل از آن در کوچه ها آواز می خواند، به کار می گیرد و به خاطر هیکل کوچکش نام گنجشک کوچولو را بر او می گذارد. بعد از به قتل رسیدن آن کاباره دار، ادیت با یک نوازنده آشنا می شود و به کمک او کم کم به شهرت می رسد…
خلاصه داستان: سه دزد; مت دیلون، گری سینیز و ویلیام فیکنر در حالی که دارند از یک صحنه ی جرم فرار می کنند، خود را در در محاصره ی پلیس در یک بار در نیو اورلان می بینند و به ناچار شروع به اعلام گروگانگیری و درگیری با پلیس برای نجات خود میکنند اما این در حالی است که نیروهای پلیس به خاطر آنها کافه را محاصره نکرده اند بلکه چیزی بزرگتر آنها را به آنجا کشانده…