خلاصه داستان: اولیویا یک زن فیلیپینی ست که بدون مدرک قانونی در آمریکا اقامت دارد. او به عنوان پرستار یک پیرزن روسی بنام اولگا در سواحل برایتون بروکلین مشغول به کار است. وقتی اولیویا از گرفتن اقامت قانونی در آمریکا ناامید می شود...
خلاصه داستان: در سالهای جنگ جهانی اول در کشور تومانیا، سربازی به نام «چارلی» بر اثر سانحهی سقوط هواپیما حافظهاش را از دست میدهد. او وقتی چشم باز میکند خود را در یک آسایشگاه روانی مییابد و پس از مدتی که طی آن حاکمیت کشور به دست دیکتاتوری به نام «هینکل» افتاده، از آن جا مرخص میشود...
خلاصه داستان: اهالی یک روستا که به خاطر حملهٔ راهزنها، به فلاکت و تنگدستی افتادهاند تنها راه چاره را در پیدا کردن چند سامورایی برای محافظت از روستا در مقابل غارت راهزنان میبینند. چند نفر از اهالی بدین منظور راهی شهر میشوند و پس از تلاش فراوان و چند بار شنیدن جواب رد، موفق میشوند یک سامورایی...
خلاصه داستان: «سالواتوره/توتو» کودکی عاشق فیلم و سینماست. تنها تفریح او رفتن به سینما و بازی با نگاتیوهاست. این موضوع باعث شکل گیری رابطه ای عمیق بین او و آپاراتچی تنهای سینما پارادیزو، «آلفردو» می شود...
خلاصه داستان: «دنی وینیارد»، نوجوانی سفید پوست است که روزی با چند جوان سیاه پوست درگیر می شود و موضوع را با «درک»، برادر بزرگ ترش که گرایشات تند نئونازی دارد، در میان می گذارد. «درک» بی مهابا سلاحش را بر می دارد و به سراغ جوانان سیاه پوست می رود، آنان را می کشد، و به سال زندان محکوم می شود. اما در زندان، به دلیل بدرفتاری زندانیان سفید پوست با او، دیدگاهش نسبت به سیاه پوستان عوض می شود...
خلاصه داستان: جوشکاری در یک شهر کوچک در پای کوههای راکی با آرامش یک بولدوزر را با 30 تن بتن و فولاد تقویت کرد و به دنبال از بین بردن کسانی است که معتقد است به او ستم کردهاند.
خلاصه داستان: داستان این فیلم دربارهی گروهی از زنان موتور سوار است که هنگامی آشنای یکی از آنها مورد حمله قرار میگیرد تصمیم به انتقامی سخت میگیرند و…
خلاصه داستان: چارلی، ولگرد معروف، با دختر گلفروش نابینایی آشنا و به تدریج دلباختهی او میشود.دختر از نظر مالی شرایط مساعدی ندارد و "چارلی" برای کمک به او، دنبال کار میرود. در همین حال، او جان میلیونری مست را نجات می دهد و...
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ یک سامورایی است که خدمت نزدِ ارباب خود را از دست داده و به یک رونین تبدیل شدهاست. او با تنها دختر و پسری که پدرخواندگی آن دو را بر عهده دارد زندگی سختی را میگذرانَد. پس از ازدواج دخترش با آن پسر، مشکل بیشتر شده و در نهایت، فقر باعث میشود که دامادش برای دریافت پول به خانهٔ یکی از اربابانِ اِدو برود و تهدید به هاراکیری کند؛ اما آنها نهتنها به او کمک نمیکنند، که او را مجبور به انجام خودکشی به شیوهٔ هاراکیری میکنند. پس از مرگِ او، دختر و نوهٔ سامورایی نیز درمیگذرند. اکنون سامورایی برای گرفتن انتقام دامادش دستبهکار میشود…
خلاصه داستان: در آخرین فیلم صامت چاپلین، او در مقابل جامعه ی مدرن، عصر ماشین ها و پیشرفت بر می خیزد. در ابتدا او را می بینیم که دیوانه وار تلاش می کند تا با خط تولید سفت کردن پیچ و مهره ها همراه شود. او برای آزمایش با یک دستگاه تغذیه ی اتوماتیک انتخاب شده است اما اتفاقات ناگواری که پیش می آید باعث می شود تا رئیسش تصور کند که او دیوانه شده است و چارلی به یک بیمارستان روانی منتقل می شود…