خلاصه داستان: سیمین میخواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر نمیخواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج میبرد تنها رها کند. این اختلافات باعث میشود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند...
خلاصه داستان: ستوان لارنس از طرف دولت انگلستان ماموریت میبابد با سفر به 300 کیلومتری مدینه، شاهزاده فیصل را پیدا کند و بفهمد که چه هدفی را در عربستان دنبال میکند. لارنس که فرد فلسفی و شوخطبع است سفر خود را در صحراهای عربستان شروع میکند.
خلاصه داستان: چارلی، شیشهبُر دورهگرد، با پسربچهای که مادرش او را رها کرده زندگی میکند. پسر بچه، شیشهی پنجرههای خانهها و مغازههای مردم را با پرتاب سنگ میشکند و برای ناپدری خود کار جور میکند...
خلاصه داستان: معلمی که به تنهایی زندگی میکند و در حال تلاش برای بدست آوردن حق حضانت فرزندش است در حالی که در این راه به موفقیت نزدیک شده است و از طرفی عشق تازه ای یافته، ناگهان زندگیاش به طرز وحشتناکی با یک دروغ کوچک از هم میپاشد...
خلاصه داستان: «ویل هانتینگ» مستخدم بیست سالهی انستیتوی تکنولوژی ماساچوستس، ذهنی فوقالعاده خلاق دارد و «پروفسور لامبو» استاد ریاضیات کالج، به نبوغ او در ریاضی پی میبرد. حالا چون «ویل» زندگی پر دردسری دارد پروفسور با دوست قدیمی خود، روانپزشکی به نام «شان مگوایر» تماس میگیرد و «ویل» را نزد او میفرستد...
خلاصه داستان: «آملی» دختر جوان ساده دلی است که طبیعت رمانتیک و پر شوری دارد. او در یک کافه کار می کند و تصمیم گرفته قدری امید به زندگی همسایه ها و مشتری های کافه بدهد. در حالی که خودش نیز، پس از چندی، عشق را کشف می کند...
خلاصه داستان: کینگو گوندو سهامدار یک کارخانه تولید کفش است که با دیگر شرکای خود در کارخانه اختلاف دارد. گوندو پس از یک جلسه مشاجرهآمیز با شرکای خود تلفنی از فردی ناشناس دریافت میکند که به او میگوید پسرش را دزدیده و برای آزاد کردنش تقاضای ۳۰ میلیون ین پول میکند. گوندو در ابتدا حاضر است با کمال میل پول را پرداخت کند، اما ناگهان متوجه میشود که آدمربا دچار اشتباه شده و به جای پسر او پسر رانندهاش را دزدیده است. حالا گوندو در یک دوراهی اخلاقی قرار گرفته است...
خلاصه داستان: گئرد وایسلر (با کد شناسائی: HGW XX/7)، بازجوی ارشد اشتازی، پلیس امنیت جمهوری دمکراتیک آلمان و یکی از باورمندان به حکومت سوسیالیستی آلمان شرقی است. او مأمور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن یک کارگردان تئاتر میشود که مقامات ارشد نیروی امنیتی، به توصیه وزیر فرهنگ و هنر آلمان شرقی، در پی یافتن بهانهای برای ایجاد محدودیت و خانهنشین کردن وی هستند.
خلاصه داستان: جو گلیس فیلمنامهنویسی است که دچار مشکلات مالی شدهاست و به شدت به پول نیاز دارد. یک روز زمانی که جو در حال فرار کردن از دست طلبکاران خود است بهطور اتفاقی وارد خانه نورما دزموند ستاره سابق هالیوود میشود که دیگر شهرت گذشته را ندارد. در این میان نورما که هنوز در توهم شهرت است عاشق جو گلیس شده و از او میخواهد پیش او بماند...
خلاصه داستان: فیلم داستان مرد میانسالی به نام لستر را دنبال میکند که با همسرش رابطهی خوبی ندارد.اگرچه آندو روزگاری عاشق یکدیگر بودند ، اما اکنون فقط یکدیگر را تحمل می کنند. در این میان روزی به اصرار همسرش به مدرسهی دخترش میرود تا نمایش رقص وی را تماشا کند و از آن روز به بعد با چالشهایی روبرو میشود که او را به زندگی علاقمند میکند...
خلاصه داستان: داستان فیلم اقتباسی از یک داستان واقعی است. قصه نویسنده ثروتمندی به نام فیلیپ که در اثر سقوط با چتر از گردن به پایین فلج میشود و برای پرستاری از خود مردی به اسم دریس را استخدام میکند.