
hamid.re25h
کاربر سایت
- عضویت: ۱۲ دی ۱۳۹۹
آخرین نظرات کاربر
۱۴۰۰-۰۶-۰۱ ۱۲:۳۶
خطر اسپویل ... خب لازمه یه توضیحی در رابطه با افسانه ی سرگوابین و شوالیه سبز بدم. داستان در مورد سلحشوری سرگوابین و آزمونیه که شاه آرتور براش در نظر گرفته. سرگوابین برای رویارویی با چالشی که شوالیه سبز براش در نظر گرفته با سلحشوری در آستانه کریسمس به جستجوی کلیسای سبز میره. در مسیر به قلعه ی با شکوهی میرسه که توی اون لرد قلعه و همسرش و یک پیرزن که چشماش رو چشم بند زده زندگی میکنن. لرد میخواد از سرگوابین که با توجه به نزدیکی کلیسای سبز مدتی رو در قلعه بمونه. سرگوابین میپذیره و داستان از اونجا شروع میشه که لرد قلعه صبح با سرگوابین معامله ای میکنه. اینکه بره به شکار و بهترین چیزی که از بیرون بدست میاره رو به سرگوابین بده و سرگوابین هم در عوض بهترین چیزی که در قلعه بدست آورده رو به لرد پس بده. روز اول زن لرد سعی میکنه سرگوابین رو اغوا کنه ولی در نهایت سرگوابین به تنها یک بوسه راضی میشه. وقتی لرد برمیگرده سرگوابین در ازای شکاری لرد که یک گاو وحشی هستش به لرد یک بوسه میزنه بدون اینکه مبدا بوسه رو بگه! روز دوم ماجرا به همین منوال و با دو بوسه پیش میره و سرگوابین مثه روز قبل دو بوسه رو به لرد پس میده. روز سوم ماجرا مثل روزهای قبل و البته با سه بوسه و حمایل حاوی طلسم نامیرایی پیش میره که البته ارزشمندترین چیزی که این بین هست نه اون سه بوسه بلکه حمایله! که اینجا سرگوابین از ترس جانش حمایل رو نگه میداره و به لرد سه بوسه میده و راهی کلیسای سبز میشه. در حالی که حمایل رو به خودش بسته به مصاف شوالیه سبز میره. شوالیه سبز طبق اون چیزی که در فیلم دیدید پس از چند بار هراس گوابین تبر رو به سمت گردن گوابین میبره ولی نمیزنه و به یک زخم بسنده میکنه و شروع میکنه به استحزا و تمسخر گوابین که تو چه سلحشوری هستی که به عهدت وفا نکردی. شوالیه سبز میگه من همون لرد قلعه هستم که توسط به دستور خواهرخوانده آرتور و توسط همون پیرزن توی قلعه ( که چشم بند داشت) تلسم شدم که شجاعت و سلحشوری تو رو بیازمایم ولی تو آدمی هستی که به عهدت وفا نکردی و ارزشمندترین چیزی که توی قلعه بدست آوردی رو پس ندادی و دروغ گفتی و باید با سرافکندی به شهرت برگردی و ... توی فیلم همونطور که دیدید گوابین حمایل رو باز میکنه و ورق برمیگرده وقتی حمایل باز میشه یعنی تبدیل به یک تکه پارچه بی مصرف میشه و ارزشمندترین چیز قلعه همون سه بوسه کذایی میشه و گوابین دروغگو و بدعهد دیگه نیست و به رستگاری میرسه ... این توضیحات رو دادم که متوجه بشید که فیلم واقعا در انتقال مفهوم پیام عاجز بوده و فیلمنامش به شدت ضعیفه و صرفا خوش ساخته...