خلاصه داستان: ترانه سرای ناموفقی به نام دیوید سویل ، طی حوادثی عجیب و پس از آشنایی با سه سنجاب آواز خوان: به نام های آلوین ، سایمن و تیودور به موفقیت زیادی می رسد و ماجراهای تازه و جالبی برایش پیش می آید …
خلاصه داستان: داستان یکی از مقامات روستایی است که در یک مراسم عروسی شرکت میکند اما خیلی زود درگیر اختلافات خانوادگی زیاد بر سر قدرت و کینههای قدیمی شده و رهبریاش به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: در آیندهای که توسط رباتهای سرکش و یک هوش مصنوعی قدرتمند تهدید میشود، کاپیتان مونرو و خدمهاش تلاش میکنند تا از سقوط بشریت جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: داستان درباره سه جوان تنها و آسیب دیده است که در یک فروشگاه بزرگ کار میکنند. آنها در حالی که با مشکلات درونی و ناامیدی های خود دست و پنجه نرم میکنند، به یکدیگر دلگرمی میدهند و یاد میگیرند چگونه با زندگی و عشق رو به رو شوند.
خلاصه داستان: داستان اوتو فون اسپرِکلسن، یک معلم معماری اهل کپنهاگ است که با برنده شدن در یک مسابقه عمومی که توسط فرانسوا میتران، رئیس جمهور فرانسه برگزار شده بود، دنیا را شگفت زده کرد.
خلاصه داستان: مردی که از آینده آمده، وارد یک رستوران بین راهی در لسآنجلس میشود. او باید تعدادی از مشتریان ناراضی رستوران را انتخاب کند و آنها را برای یک ماموریت یک شبه همراه خود ببرد. هدف این ماموریت نجات دنیا از یک هوش مصنوعی سرکش و خطرناک است که بقای بشر را تهدید میکند.
خلاصه داستان: بارت میلارد، خواننده اصلی گروه مرسیمی، در اوج موفقیت خود با یک بحران شخصی روبرو میشود. با از هم پاشیدن زندگیاش، او با باورهایش و شیاطین درونیاش دست و پنجه نرم میکند و در جستجوی راهی برای عبور از این سختیها است.
خلاصه داستان: این فیلم درباره راهزنی افسانهای بهنام سُلووی است که با فریبی زیرکانه، قهرمان واقعی ایلیا موروومتس را شکست میدهد و جای او را در تاریخ میگیرد. او با اکسیر جاودانگی تا زمان حال زنده میماند و در نقش مدیر یک شرکت فناوری، نقشهای شیطانی برای بازگرداندن خدای تاریکی طرح میکند. یک پروفسور با کمک پسرانش ایلیا را از دل یخ بیدار میکند، اما جانش را از دست میدهد. در نهایت دو پسر ایلیا را برای نبردی روباتیک آماده میکنند و سلووی را شکست میدهند.
خلاصه داستان: در قلمرو کاستیلیا، نیرویی تاریک بار دیگر سر برمیآورد. تنها چند روز تا تاجگذاری امپراتور و ملکه جدید باقی مانده که هفت فرزند خردسال آنان ربوده میشوند و اینبار نجات آنها بر عهده قهرمانی غیرمنتظره است: بزی به نام آرتور! حال آرتور باید رویای تبدیل شدن به یک آرایشگر معروف را موقتا کنار بگذارد، چون یکشبه تبدیل به پرستار هفت بچه شیطان شده است! اما برای حفظ جان فرزندان شاه در طول این سفر پرخطر، اول باید خودش راه رشد را بپیماید، گذشتهاش را کشف کند و در این مسیر، قهرمانان فراموششده را بیدار سازد. اما آیا آرتور میتواند شاهزادهها را به خانه برگرداند و در نهایت، پادشاهی را نجات دهد؟
خلاصه داستان: در دنیایی که بشریت توانایی رویا دیدن را از دست داده است، تنها یک موجود غیرانسانی همچنان شیفته اوهام رو به زوال دنیای رویا باقی مانده است. این هیولا که غرق در خیالات است، به تصاویری چنگ میزند که هیچکس دیگری قادر به دیدنشان نیست، تا اینکه زنی پدیدار میشود. او که از قدرت نادری برای درک توهمات آن هیولا و دیدن ماهیت حقیقیشان برخوردار است، تصمیم میگیرد وارد رویاهای هیولا شود، مصمم به کشف حقیقتی که در آن نهفته است و ...