خلاصه داستان: زن جوانی به نام «سم» چشمش به مرد مرموزی به نام «فندر» میافتد. به محض دیدنش میفهمد که ممکن است دردسرساز باشد، اما او آنقدر جذاب است که نمیتواند از او دل بکند. سم کشش او را حس میکند، اما در عین حال میداند چیزی در مورد او درست نیست.
خلاصه داستان: یک شاگرد قناد بیخبر از آنکه هر شب به یک زنشیطان وحشی تبدیل میشود، زندگی میکند. خانوادهاش از همسایهشان میخواهند نسخهٔ شبانهٔ او را زیر نظر بگیرد، و او در حالی که به دنبال شکستن نفرینش است، عاشق نسخهٔ روزانهٔ او میشود.
خلاصه داستان: یک نابغهٔ خارقالعاده که در خانه آموزش دیده و پس از مرگ آخرین خویشاوندش طرد شده است، به ساکنان بیخبر شهرش آگاهی از ارتباط و بخشندگی روح را نشان میدهد.
خلاصه داستان: یک روز از زندگی «آندرس»، جوانی که در حال بهبودی از اعتیاد به مواد مخدر است، که برای مصاحبهٔ شغلی و دیدار با دوستان قدیمیاش در اسلو، مرخصی کوتاهی از مرکز درمانی خود میگیرد.
خلاصه داستان: دو پسر نابالغ هر دو یک رویداد عجیب را تجربه میکنند و بعدها این اتفاق زندگیشان را به شکلهای متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد. یکی به یک روسپی بیپروا و ماجراجو از نظر جنسی تبدیل میشود، در حالی که دیگری به دنیای خیالی و انزواطلبانهٔ ربودهشدن توسط بیگانگان پناه میبرد.
خلاصه داستان: یک مرد بیوه که کتابش درباره کنار آمدن با فقدان، او را به یک نویسنده پرفروش در حوزه خودیاری تبدیل میکند، در هتل محل برگزاری سمینارش عاشق گلفروش هتل میشود، اما درمییابد که هنوز واقعاً با مرگ همسرش روبهرو نشده است.
خلاصه داستان: یک شوالیه قرون وسطایی و خدمتکارش از یک جادوگر میخواهند آنها را به گذشته بازگرداند تا از مرگ تصادفی پدرزن جلوگیری کنند. اما به جای آن، آنها به قرن بیستم پرتاب میشوند.
خلاصه داستان: وقتی نیکول با دیوید خوشقیافه، جذاب و مهربان آشنا شد، او همهچیز برایش بود. همهچیز عالی به نظر میرسید، اما خیلی زود نیکول متوجه شد که دیوید روی تاریکی هم دارد. ستایش او به وسواس تبدیل میشود، رؤیای مشترکشان به کابوس بدل میگردد و عشق نیکول جای خود را به ترس میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۱۹۳۰ و در کشور انگلستان جریان دارد، گروهی از افراد ثروتمند را به تصویر میکشد که برای تفریح در آخر هفته گردهم آمدهاند اما هنگامیکه در دورهمی آنها یک قتل رخ میدهد، هر یک از آنها مضنون به انجام این قتل میشود و...